مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ملتحط


معنی ملتحط

ملتحط. [ م ُ ت َ ح ِ ] (ع ص ) خشم گیرنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به التحاط شود.

معنی ملتحط- ترجمه ملتحط برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ملتحط اینجا را کلیک کنید

هم معنی ملتحط


ترجمه ملتحط


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ملتحط



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ملتحص

ملتحص . [ م ُ ت َ ح ِ ] (ع ص ) بندکننده و بازدارنده از کاری . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آنکه بازمی دارد از کاری . (ناظم الاطباء). || مضطرگرداننده و مجبورکننده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (ا

معنی ملتحی

ملتحی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) ریش آور. (مهذب الاسماء). کودک ریش برآورده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ریش دار. ریش برکرده . ریش آورده . مقابل امرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به التحاء شود. - ملت

معنی ملتحج

ملتحج . [ م ُ ت َ ح ِ ](ع ص ) پناه جوینده . (آنندراج ). آنکه پناه می گیرد. (ناظم الاطباء). || مضطرگرداننده و مجبورکننده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). || مشتبه و مختلط. (ناظم الاطباء). و رجوع به

معنی ملتدم

ملتدم . [ م ُ ت َ دِ ] (ع ص ) پریشان و مضطر. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). مضطرب و پریشان . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سینه زننده در نوحه . (آنندراج ) (ازمنتهی الارب ). زنی که در نوحه بر سین

معنی ملتزج

ملتزج . [ م ُ ت َ زِ ] (ع ص ) با لزوجت و دوسیدگی . (ناظم الاطباء).

معنی ملتجی

ملتجی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) (از «ل ج ء») پناه جوینده . (غیاث ) (آنندراج ). آنکه پناه می گیرد به سوی کسی و یا چیزی . (ناظم الاطباء). پناه برنده . پناهنده . پناه آورنده . پناه برده .زنهارخواه . مستجیر.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: