مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ملاب


معنی ملاب

ملاب . [ م ُ ] (اِ) رجوع به ماده ٔ قبل شود.

معنی ملاب- ترجمه ملاب برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ملاب اینجا را کلیک کنید

هم معنی ملاب

ملابست : 1 آمیزش، مخالطت 2 التباس، مشتبه‌سازی 3 آشنایی


ترجمه ملاب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ملاب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ملائی

ملائی . [ م ُ ] (ع ص نسبی ) منسوب به مُلاءَة و آن چادری است که زنان در موقع بیرون رفتن خود را با آن پوشانند. (از انساب سمعانی ).

معنی ملاباجی

ملاباجی . [ م ُل ْ لا ] (اِ مرکب ) معلمه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). معلمه ٔ مکتب دختران . - ملاباجی چُندک ؛ زنی که دایم بر مصائب خود یا دیگران غم خورد یا دایم از عجز خود گوید. به مزاح ، زنی بسیار

معنی ملابار

ملابار. [ م َ ] (اِخ ) نام قسمتی از هندوستان که در جزء غربی دکن واقع شده . (ناظم الاطباء). مالابار. رجوع به همین کلمه و ملیبار شود.

معنی ملائی

ملائی . [ م ُل ْ لا ] (اِخ ) دهی از دهستان بیرم است که در بخش گاوبندی شهرستان لار واقع است و 210 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).

معنی ملاب

ملاب . [ م َ ] (معرب ، اِ) نوعی است از بوی خوش . (مهذب الاسماء). فارسی معرب است و آن نوعی از بوی خوش است . (المعرب جوالیقی ص 316). نوعی از بوی خوش یا آن زعفران است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم

معنی ملااسماعیل

ملااسماعیل . [ م ُل ْ لا اِ ] (اِخ ) دهی از دهستان سکمن آباد است که در بخش حومه ٔ شهرستان خوی واقع است و 120 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter