مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مقلاص


معنی مقلاص

مقلاص . [ م ِ ] (ع ص ) ناقه ٔ فربه شده در تابستان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مقلاص اینجا را کلیک کنید

هم معنی مقلاص


ترجمه مقلاص


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مقلاص



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مقلاص

مقلاص . [ م ِ ] (اِخ ) نام مردی و او والد جد عبدالعزیزبن عمران بن ایوب امام از اصحاب شافعی است و او از بزرگان مالکیه بود و چون شافعی را دید مذهب او را پذیرفت . (از منتهی الارب ).

معنی مقلة

مقلة. [ م ُ ل َ ] (ع اِ) همه ٔ چشم . (مهذب الاسماء). پیه درون چشم جامع سیاهی و سپیدی چشم است یا آن سیاهی و سفیدی چشم است یا سیاهی چشم . ج ، مُقَل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کره ٔ چشم که در آن سپیدی

معنی مقل

مقل . [ م ُ ] (اِ) نوعی از عطر باشد که آن را از عود و عنبر و صندل و غیر آن سازند. بواسیر را نافع است . (برهان ). در مؤیداز بعضی کتب طبی نقل کرده که عطری است مرکب از چهارجزو. (فرهنگ رشیدی ). نوعی از ع

معنی مقلب

مقلب . [ م ُ ل َ ] (ع ص ) یقه ٔ مقلب ؛ یقه ٔ برگشته . (فرهنگ لغات مشکل دیوان البسه ٔ نظام قاری ص 204) : چون کشد بر دوش بار یقه ٔ مقلب بگو جامه ای کز نازکی بار گریبان برنتافت . نظام قاری (دیوان البسه

معنی مقلب

مقلب . [ م ُ ق َل ْ ل ِ ] (ع ص ) برگرداننده . (ناظم الاطباء). گرداننده .محول . دگرگون کننده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - مقلب القلوب ؛ برگرداننده ٔ دلها. و نامی از نامهای خدای تعالی . (یادداشت به

معنی مقلة

مقلة. [ م َ ل َ ] (ع اِ) سنگی که بدان آب بخش کنند در سفر چون آب کم گردد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). سنگی که در بیابانها چون آب تنگ شود درآوند می اندازند و به قدری روی آن آب می ریزند تا آن را بپوشاند و

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: