مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مقایضة


معنی مقایضة

مقایضة. [ م ُ ی َ ض َ ] (ع مص ) عوض دادن و مبادله کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). معاوضه . مبادله . قِیاض . (از اقرب الموارد). || معاوضه کردن متاع با یکدیگر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از تعریفات جرجانی ). (اصطلاح فقه ) در اصطلاح فقها، معاوضه ٔ بمثل را گویند در مبادله ٔ کالا. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). تاخت . تاخت کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مقایضة اینجا را کلیک کنید

هم معنی مقایضة


ترجمه مقایضة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مقایضة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مقبس

مقبس . [ م َ ب ِ ] (ع اِ) موضع مقباس و آن هیزمی است که آتش افروخته شده باشد. ج ، مقابس . (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط).

معنی مقبر

مقبر. [ م َ ب َ ] (ع اِ) گورستان . (زمخشری ). موضع قبر و گویند هذا مقبرفلان . (ناظم الاطباء). گورگاه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): لکل اناس مقبر بفنائهم ینقصون و القبور تزید. (منتهی الارب ). || گور.

معنی مقاولة

مقاولة. [ م ُ وَ ل َ ] (ع مص ) با کسی قول کردن . (المصادر زوزنی ). با کسی قول کردن و گفت و شنید کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). مفاوضة. مجادلة. (اقرب الموارد). و رجوع به مقاوله و م

معنی مقبص

مقبص . [ م ِ ب َ ] (ع اِ) آن رسن که ببندند و اسبان مسابقت از آنجا رها کنند. (مهذب الاسماء). رسن که پیش اسبان رهان ، کشیده دارند تا راست ایستند به اول سباق . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء)

معنی مقایید

مقایید. [ م َ ] (ع ص ، اِ) رجوع به مقائید شود.

معنی مقبره

مقبره . [ م َ ب َ رَ / رِ ] (از ع ، اِ) گور. || محل گور. (ناظم الاطباء). مقبرة. گورگاه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || گنبد یا عمارتی که بالای بعضی از قبور سازند.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<