مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی معاجرة


معنی معاجرة

معاجرة. [ م ُ ج َ رَ ] (ع مص ) زود درگذشتن از ترس و مانند آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی معاجرة- ترجمه معاجرة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد معاجرة اینجا را کلیک کنید

هم معنی معاجرة


ترجمه معاجرة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه معاجرة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی معادل

معادل . [ م ُ دِ ] (ع ص ) همسرو همتا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || برابر و مساوی و یکسان . (ناظم الاطباء). هم چند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || مانند و مشابه و مانند هم . (از ناظم ا

معنی معادا شدن

معادا شدن . [ م ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دشمن شدن : خورشید چون به معدن عدل آمد با فضل ز مهریر معادا شد. ناصرخسرو.

معنی معادلات

معادلات . [ م ُ دَ / دِ ] (ع اِ) چیزهایی که برابر و معادل هم باشند. (ناظم الاطباء). ج ِ معادله : معادلات دو مجهولی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معادله شود.

معنی معاجیل

معاجیل . [ م َ ] (ع اِ) راههای کوتاه ترین که زودتر به منزل رسیده شود. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). کوتاه ترین راهها. (از اقرب الموارد). راه میان بر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معنی معادلت

معادلت . [ م ُ دَ / دِ ل َ ] (از ع ، اِمص ) معادلة. معادله . برابری . مقابله : معادلت وضع حکمی به ازاء حکمی دیگر چنانکه گویند اگر درازان احمق باشند، پس کوتاهان زیرک باشند. (اساس الاقتباس ص 571). و ر

معنی معاجلة

معاجلة. [ م ُ ج َ ل َ ] (ع مص ) وام را بی مهلت گرفتن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) || شتابانیدن . (المصادر زوزنی ). || زودتر گرفتن و شتاب کردن در عقوبت کسی . (از منتهی الارب ) (از ن

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: