مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی معاثة


معنی معاثة

معاثة. [ م ُ عاث ْ ث َ ] (ع مص ) نیکو کردن آواز را در سرود گفتن . عِثاث . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی معاثة- ترجمه معاثة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد معاثة اینجا را کلیک کنید

هم معنی معاثة


ترجمه معاثة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه معاثة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی معاتیق

معاتیق . [ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ معتوق . (ناظم الاطباء). و رجوع به معتوق شود.

معنی معاج

معاج . [ م َ ] (ع مص ) اقامت کردن . عَوج . (منتهی الارب ) (ازناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). و رجوع به عَوج شود. || بازگشتن . (منتهی الارب )(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به عوج شو

معنی معاتبت کردن

معاتبت کردن . [ م ُ ت َ /ت ِ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عتاب کردن . سرزنش کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معاتبت شود.

معنی معاث

معاث . [م َ ] (ع اِ) راه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مذهب . (محیطالمحیط). || مسلک و مذهب و طریقه . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مسلک . (محیطالمحیط). || رسم و قانون . (ناظم الاطباء). || جای فراخ

معنی معاتة

معاتة. [ م ُ عات ْ ت َ ] (ع مص ) پیکار نمودن با کسی . عِتات . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). مخاصمت کردن با کسی . (از اقرب الموارد).

معنی معاتبه

معاتبه . [ م ُت َ ب َ / ت ِ ب ِ ] (از ع ، اِمص ) خشم گرفتن . عتاب کردن . ملامت کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معاتبة و معاتبت شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: