مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی معاتبت کردن


معنی معاتبت کردن

معاتبت کردن . [ م ُ ت َ /ت ِ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عتاب کردن . سرزنش کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معاتبت شود.

معنی معاتبت کردن- ترجمه معاتبت کردن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد معاتبت کردن اینجا را کلیک کنید

هم معنی معاتبت کردن


ترجمه معاتبت کردن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه معاتبت کردن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی معابر

معابر. [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) کسی را گویند که عمال و ولات بعد از آن که مساحان و حزاران مواضع پیموده و مساحت کرده باشند او را بفرستندتا بر این مواضع بگذرد و احتیاط کند و باز بیند که مساحان سهوی و میلی و مح

معنی معاتب

معاتب . [ م ُ ت ِ ] (ع ص ) ملامت کننده و سرزنش کننده . (ناظم الاطباء). عتاب کننده . (غیاث ) : با روح دو بسدش معاشر با عقل دو نرگسش معاتب . انوری (دیوان چ مدرس رضوی ج 1 ص 34). و رجوع به معاتبة و معا

معنی معاتبه

معاتبه . [ م ُت َ ب َ / ت ِ ب ِ ] (از ع ، اِمص ) خشم گرفتن . عتاب کردن . ملامت کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معاتبة و معاتبت شود.

معنی معاثة

معاثة. [ م ُ عاث ْ ث َ ] (ع مص ) نیکو کردن آواز را در سرود گفتن . عِثاث . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی معاجاة

معاجاة. [ م ُ ] (ع مص ) بازداشتن و درنگ نمودن مادر شیر را از بچه به اغذیه ٔ دیگر یا به شیر دیگری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شیر دادن مادر کودک را با شیر دیگری و یا منع کردن کودک را از

معنی معاث

معاث . [م َ ] (ع اِ) راه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مذهب . (محیطالمحیط). || مسلک و مذهب و طریقه . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مسلک . (محیطالمحیط). || رسم و قانون . (ناظم الاطباء). || جای فراخ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: