مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مطمطة


معنی مطمطة

مطمطة. [ م َ م َطَ ] (ع مص ) سستی کردن در خط یا در سخن . (منتهی الارب ). آهسته گفتن و دیر و کند نوشتن . (ناظم الاطباء).

معنی مطمطة- ترجمه مطمطة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مطمطة اینجا را کلیک کنید

هم معنی مطمطة


ترجمه مطمطة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مطمطة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مطمر

مطمر. [ م ُ طَم ْ م َ ] (ع ص ) متاع مطمر؛ برهم نشانده و فراهم آمده . تقول المال عنده مطمر و الخیر بین یدیه مصبر. (از اقرب الموارد).

معنی مطموع

مطموع . [ م َ ] (ع ص ) طمع کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). با آز و با رشک و حریص و آزمند. (ناظم الاطباء) : و در دکان فلان طباخ خاتم خود را رهن مقداری طعام کردیم ، مطموع آنکه به ارسال آن حکم فرمایند. (ا

معنی مطمرة

مطمرة. [ م ُ م ِ رَ] (ع ص ) کار هلاک کننده . ج ، مطمرات . (ناظم الاطباء).

معنی مطمس

مطمس . [ م ُ م َ ] (ع ص ) کورشده و کور و نابینا. (ناظم الاطباء). و رجوع به مطموس شود.

معنی مطمرة

مطمرة. [ م ُ طَم ْ م ِ رَ ] (ع ص ) ج ، مطمرات . کار مهلک و خطرناک . (ناظم الاطباء).

معنی مطموث

مطموث . [ م َ ] (ع ص ) ببسوده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || ریمناک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به طمث در همین لغت نامه شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter