مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مطمرة


معنی مطمرة

مطمرة. [ م ُ طَم ْ م ِ رَ ] (ع ص ) ج ، مطمرات . کار مهلک و خطرناک . (ناظم الاطباء).

معنی مطمرة- ترجمه مطمرة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مطمرة اینجا را کلیک کنید

هم معنی مطمرة


ترجمه مطمرة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مطمرة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مطمرات

مطمرات . [ م ُ طَم ْم ِ ] (ع اِ) مطمرات الامور؛ کارهای هلاک کننده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). ج ِ مُطَمِّرَة و مهلکات . (ناظم الاطباء). رجوع به مطمرة شود.

معنی مطمح

مطمح . [ م َ م َ ] (ع اِ) جای بلند داشتن نظر. (غیاث ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). جای برافراختن نگاه . (ناظم الاطباء). نظرگاه بلند : ... و مجاهدت در تقوی و دیانت منزلتی یافت که مطمح هیچ همت بدان نتواند

معنی مطمطة

مطمطة. [ م َ م َطَ ] (ع مص ) سستی کردن در خط یا در سخن . (منتهی الارب ). آهسته گفتن و دیر و کند نوشتن . (ناظم الاطباء).

معنی مطمعة

مطمعة. [ م َ م َ ع َ] (ع اِ) سبب طمع. (منتهی الارب ) (آنندراج ). سبب و آن چیزی که شخص را به طمع میاندازد. (ناظم الاطباء).

معنی مطملة

مطملة. [ م ِ م َ ل َ ] (ع اِ) نغروچ . نان بازکن که به هندی بیان است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). چوبه ٔ نان پختن . (مهذب الاسماء) شوبق و آن چیزی است که نان را بدان پهن کنند. (از اقرب الموارد). نفروج

معنی مطمرة

مطمرة. [ م ُ م ِ رَ] (ع ص ) کار هلاک کننده . ج ، مطمرات . (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter