مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مطمأن


معنی مطمأن

مطمأن . [ م ُ م َ ءَن ن ] (ع ص ) آرامیده و قرارگرفته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آرمیده و سکون گیرنده . (آنندراج ) (غیاث ).

معنی مطمأن- ترجمه مطمأن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مطمأن اینجا را کلیک کنید

هم معنی مطمأن


ترجمه مطمأن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مطمأن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مطمرات

مطمرات . [ م ُ طَم ْم ِ ] (ع اِ) مطمرات الامور؛ کارهای هلاک کننده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). ج ِ مُطَمِّرَة و مهلکات . (ناظم الاطباء). رجوع به مطمرة شود.

معنی مطمر

مطمر. [ م ُ طَم ْ م َ ] (ع ص ) متاع مطمر؛ برهم نشانده و فراهم آمده . تقول المال عنده مطمر و الخیر بین یدیه مصبر. (از اقرب الموارد).

معنی مطمرة

مطمرة. [ م ُ طَم ْ م ِ رَ ] (ع ص ) ج ، مطمرات . کار مهلک و خطرناک . (ناظم الاطباء).

معنی مطمئن

مطمئن . [ م ُ م َ ءِن ن ] (ع ص ) آرامنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ساکن . (اقرب الموارد) (محیط المحیط). آرمیده و سکون گیرنده : من کفرباﷲ من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان . (قرآن

معنی مطمع

مطمع. [ م ُ م ِ ] (ع ص ) آن که امیدوار میکند و آزمند میگرداند کسی را. (ناظم الاطباء).

معنی مطمرة

مطمرة. [ م ُ م ِ رَ] (ع ص ) کار هلاک کننده . ج ، مطمرات . (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: