مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مطلول


معنی مطلول

مطلول . [ م َ ] (ع ص ) خون رایگان رفته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خون مهدور. (از محیطالمحیط).

معنی مطلول- ترجمه مطلول برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مطلول اینجا را کلیک کنید

هم معنی مطلول


ترجمه مطلول


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مطلول



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مطلوس

مطلوس . [ م َ ] (ع ص ) در زندان افکنده شده و محبوس . (ناظم الاطباء).

معنی مطمار

مطمار. [ م ِ ] (ع اِ) رشته ٔ بنایان که بدان اندازه کنند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ریسمان کار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || شبه و مانند. یقال هو علی مطمار ابیه ؛ ی

معنی مطلولة

مطلولة. [ م َ ل َ ] (ع ص ) ارض مطلولة؛ زمین باران ریز رسیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

معنی مطلوب

مطلوب . [ م َ ] (ع ص ) خواسته و جسته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جسته و خواهش کرده . (آنندراج ). خواسته از حق و جز آن . ج ، مطالیب . (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). درخواست شده و تجسس شده و طل

معنی مطلوح

مطلوح . [ م َ ] (ع ص ) خالی شکم . (ناظم الاطباء).

معنی مطلیق

مطلیق . [ م ِ ] (ع ص ) مطلاق . مرد بسیار طلاق دهنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: