مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مشحنزر


معنی مشحنزر

مشحنزر. [ م ُ ح َ زِ ] (ع ص ) مرد آماده ٔ دشنام مردم . یا آن که اندک دشنام داده باشد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی مشحنزر- ترجمه مشحنزر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مشحنزر اینجا را کلیک کنید

هم معنی مشحنزر


ترجمه مشحنزر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مشحنزر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مشد

مشد. [ م ُ ش ِ ] (اِخ ) علی بن عمربن قزل ترکمانی . رجوع به علی بن عمربن ... و اعلام زرکلی ج 2 ص 683 شود.

معنی مشخصات

مشخصات . [ م ُ ش َخ ْ خ ِ ] (ع ص ، اِ) علائم و نشانه ها که جدا کند از یکدیگر. (یادداشت به خطمرحوم دهخدا). ج ِ مشخصة. و رجوع به مدخل بعد شود.

معنی مشحاذ

مشحاذ. [ م ِ ] (ع ص ، اِ) پشته ٔ فراخ . || زمین هموار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). || سرکوه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از محیط المحیط).

معنی مشحشح

مشحشح . [ م ُ ش َ ش َ ] (ع ص ) مرد کم خیر. (منتهی الارب ) (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد) . مرد کم خیر و ناکس و بی قدر. (ناظم الاطباء).

معنی مشخص

مشخص . [ م ُ ش َخ ْ خ ِ ] (ع ص ) تشخیص دهنده . || مایه ٔ تشخیص و امتیاز چیزی از نظائر خود.

معنی مشحم

مشحم . [ م ُ ش َح ْ ح َ ] (ع ص ) پیه آگنده . (مهذب الاسماء). پیه دار. آگنده از پیه . || نان با پیه پخته شده . (ناظم الاطباء). ساخته شده با پیه . (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: