مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مسکینة


معنی مسکینة

مسکینة. [ م ِ ن َ ] (اِخ ) لقب مدینه ٔ منوره است . مأخوذ از سکن به معنی رحمت و برکت . (از اقرب الموارد). نام مدینه ٔ رسول (ص ). (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مسکینة اینجا را کلیک کنید

هم معنی مسکینة


ترجمه مسکینة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مسکینة


در چه مرگم چرا مى‏افگنید *** از چه آخر تشنه‏ى خون منید
چیست حکمت چه غرض در کشتنم *** چون چنین درویشم و عریان تنم‏
گفت تا هیبت بر این یارت زند *** تا بترسد او و زر پیدا کند
گفت آخر او ز من مسکین‏تر است *** گفت قاصد کرده است او را زر است‏
گفت چون وهم است ما هر دو یک‏ایم *** در مقام احتمال و در شک‏ایم‏
خود و را بکشید اول اى شهان *** تا بترسم من دهم زر را نشان‏
پس کرمهاى الهى بین که ما *** آمدیم آخر زمان در انتها
آخرین قرنها پیش از قرون *** در حدیث است آخرون السابقون‏
تا هلاک قوم نوح و قوم هود *** عارض رحمت به جان ما نمود
کشت ایشان را که ما ترسیم از او *** ور خود این بر عکس کردى واى تو


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مسل

مسل . [ م ُ س ُ ] (ع اِ) ج ِ مَسَل . رجوع به مسل شود.

معنی مسکین نوازی

مسکین نوازی . [ م ِ ن َ ] (حامص مرکب ) عمل مسکین نواز. نواختن مساکین . و رجوع به مسکین نواز شود.

معنی مسلات

مسلات . [ م َ ] (ع اِ) مسلاة. سبب تسلی و خرسندی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به مسلاة شود.

معنی مسگر

مسگر. [ م ِ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهاباد بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند، واقع در 9هزارگزی جنوب غربی بیرجند. آب آن از قنات و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی مسکین آباد

مسکین آباد. [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اکراد ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران ، واقع در 48هزارگزی شمال باختری کرج و 3هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ کرج به قزوین . آب آن از قنات و در بهار از رود کردان تأ

معنی مسگران

مسگران . [ م ِ گ َ ](اِخ ) دهی است از دهستان میان ولایت بخش حومه ٔ ارداک شهرستان مشهد، واقع در 42هزارگزی شمال غربی مشهد و 2هزارگزی راه شوسه ٔ مشهد به قوچان . آب آن از قنات و راه آن مالرو است . (از فره

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: