مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مسراءة


معنی مسراءة

مسراءة. [ م َ رَ ءَ ] (ع ص ) أرض مسراءة؛ زمین ملخ ناک . (منتهی الارب ). مسروءة. و رجوع به مسروءة شود.

معنی مسراءة- ترجمه مسراءة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مسراءة اینجا را کلیک کنید

هم معنی مسراءة


ترجمه مسراءة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مسراءة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مسربطة

مسربطة. [ م ُ س َ ب َ طَ ] (ع ص ، اِ) خربزه ٔ دراز و باریک . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به سربطة شود.

معنی مسدول

مسدول . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از سدل . فروهیخته و آویخته . (از اقرب الموارد). و رجوع به سَدل شود.

معنی مسر

مسر. [ م َ س َ ] (ا) یخ را گویند و آن آبی باشد که در زمستان سخت منجمد شود و مانند بلور نماید. (برهان ). اما ظاهراً مُصَحَّف هسر است . و رجوع به هسر شود.

معنی مسرت افزا

مسرت افزا. [ م َ س َرْ رَ اَ ] (نف مرکب ) مسرت افزای . مسرت افزاینده . افزاینده ٔ مسرت . افزون سازنده ٔشادی . آنچه شادی را بیفزاید. و رجوع به مسرت شود.

معنی مسر

مسر. [ م ُ س ِرر ] (ع ص ) نعت فاعلی از اسرار. رجوع به اسرار شود. راز پوشیده کننده و پنهان نماینده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || ظاهرکننده . (از منتهی الارب ). || مسرورکننده . شادسازنده . (

معنی مسر

مسر. [ م َ ] (ع مص ) کشیدن چیزی را و بیرون آوردن از تنگی . (از منتهی الارب ). || به بدی مردمان شتافتن و سخن چینی نمودن و ورغلانیدن مردم را. (از اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: