مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مستنجع


معنی مستنجع

مستنجع. [ م ُ ت َ ج ِ ] (ع ص ) قوم و گروهی که در طلب علوفه بروند. (از اقرب الموارد). رجوع به استنجاع شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مستنجع اینجا را کلیک کنید

هم معنی مستنجع


ترجمه مستنجع


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مستنجع



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مستنجد

مستنجد. [ م ُ ت َ ج ِ ] (ع ص ) آنکه پس از ضعف توانا شده باشد. || یاری خواهنده و یاری طلب ومستعین . (از اقرب الموارد). رجوع به استنجاد شود.

معنی مستنسخ

مستنسخ . [ م ُ ت َ س َ ] (ع ص ) استنساخ شده . رونویس شده . کتابت شده از روی نوشته ای دیگر. رجوع به استنساخ شود.

معنی مستند

مستند. [ م ُ ت َ ن َ ] (ع ص ، اِ) کسی که پناه به او برده شود. (غیاث ). || تکیه کرده شده : اصبعت در سیر پیدا می کند که نظر بر حرف داری مستند. مولوی (مثنوی ). || تکیه و محل تکیه و پشتی . (ناظم الاطبا

معنی مستنجد با

مستنجد با. [م ُ ت َ ج ِ دُ بِل لاه ] (اِخ ) (الَ ...) یوسف بن محمدبن معتضد مکنی به ابوالمحاسن ، از خلفای عباسی در مصر و پنجمین فرزند المتوکل علی اﷲ که همگی این فرزندان به خلافت رسیدند. وی به سال 798 ه

معنی مستنجح

مستنجح . [ م ُ ت َ ج ِ ] (ع ص ) درخواست کننده از کسی که حاجتش را برآورده سازد. (اقرب الموارد). رجوع به استنجاح شود.

معنی مستندص

مستندص . [ م ُ ت َ دِ ] (ع ص ) یابنده حق خویش را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به استنداص شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<