مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مرققة


معنی مرققة

مرققة. [ م ُ رَق ْ ق َق َ ] (ع ص ) تأنیث مرقق . و رجوع به مرقق و ترقیق شود. || اشکنه ای که به روغن نرم شده باشد.

معنی مرققة- ترجمه مرققة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مرققة اینجا را کلیک کنید

هم معنی مرققة


ترجمه مرققة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مرققة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مرقلة

مرقلة. [ م ُ ق ِ ل َ ] (ع ص ) تأنیث مرقل که نعت فاعلی است از ارقال . رجوع به مرقل و ارقال شود. || ناقة مرقلة؛ شتر ماده ٔ شتاب رو. (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد). مرقل . مرقال . ج ، مرقلات . (اقرب ال

معنی مرقعانة

مرقعانة. [ م َ ق َ ن َ ] (ع ص ) مؤنث مرقعان . زن گول و احمق . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی مرقون

مرقون . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از رقن . رجوع به رقن شود. || به معنی مرقوم است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به مرقوم شود.

معنی مرقعپوش

مرقعپوش . [ م ُ رَق ْ ق َ ] (نف مرکب ) مرقع پوشنده . پوشنده ٔ مرقع. آن که مرقع به تن کند : گرسگی خود بود مرقعپوش سگ دلی را کجا کند فرموش ؟ نظامی . گر وصل منت باید ای پیرمرقعپوش هم خرقه بسوزانی هم

معنی مرقوم

مرقوم . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از رقم . رجوع به رقم شود. || خطدار. (منتهی الارب ). مکتوب . || نگارش یافته و نگاشته شده . (ناظم الاطباء). نوشته شده . مسطور : الف را بر اعداد مرقوم بینی که اعداد فر

معنی مرقن

مرقن . [ م َ ق َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طبس مسینا بخش درمیان شهرستان بیرجند، واقع در 46هزارگزی جنوب شرقی درمیان و 6هزارگزی جنوب شرقی دستگرد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شلغم و چغندر و راه آن م

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: