مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مدیان


معنی مدیان

مدیان . [ م ِدْ ] (ع ص ) کسی که عادت وام دادن و وام گرفتن دارد. (از منتهی الارب ). که به مردم بسیار قرض می دهد. که بسیار قرض می کند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ج ، مَدایین .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مدیان اینجا را کلیک کنید

هم معنی مدیان


ترجمه مدیان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مدیان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مدیاتور

مدیاتور. [ م ِ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) میانجی . واسطه . (از فرهنگ فارسی معین ).

معنی مدیح

مدیح . [ م َ ] (ع اِمص ، اِ) آنچه بدان کسی را بستایند و مدح گویند از شعر و جز آن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). مدح . مدحت . ستایش . آفرین . مدیحه . سخنی - و غالباً شعری - که در توصیف و تحسین و ت

معنی مدی

مدی . [ م ُ ] (ص نسبی ) اهل مد. مدیست . مدپرست . رجوع به مدیست شود.

معنی مدیحة

مدیحة. [ م َ ح َ ] (ع اِمص ، اِ) مدیح . (ناظم الاطباء). رجوع به مدیحت و مدیحه شود.

معنی مدیح گو

مدیح گو. [ م َ] (نف مرکب ) مداح . مدیح گوی . رجوع به مدیح گوی شود.

معنی مدیترانه

مدیترانه . [ م ِ ت ِ ن ِ ] (اِخ ) بحر ابیض . متوسط. بحرالروم . دریائی است بزرگ به وسعت سه میلیون کیلومتر مربع که بین سه قاره ٔ آسیا و اروپا و افریقا واقع است . دریای مدیترانه از طریق تنگه ٔ جبل الطارق

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: