مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مدائین


معنی مدائین

مدائین . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مِدیان . (متن اللغة). رجوع به مدیان شود.

معنی مدائین- ترجمه مدائین برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مدائین اینجا را کلیک کنید

هم معنی مدائین


ترجمه مدائین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مدائین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مدائن

مدائن . [ م َ ءِ ] (ع اِ) ج ِ مدینه . رجوع به مدینه شود.

معنی مداجی

مداجی . [ م ُ ] (ع ص ) مداراکننده . (آنندراج ). کسی که پناه می دهد به دشمن . (ناظم الاطباء). رجوع به مداجاة شود.

معنی مداح

مداح . [ م َدْ دا ] (ع ص )ستاینده . (مهذب الاسماء). ستایشگر. (آنندراج ). آفرین سرا. آفرین سرای . بسیار ستاینده . بسیار ستایش کننده . (یادداشت مؤلف ). مدیحه گو. مدحتگر. مدح کننده . که فضایل و محاسن مم

معنی مداح

مداح . [ م ُدْ دا ] (ع ص ، اِ) ج ِ مادح ، و کان ابوالشیص من مداح الرشید. (ابن خلکان از یادداشت مؤلف ).

معنی مدابرت

مدابرت . [ م ُب َ رَ ] (از ع اِمص ) مدابرة. رجوع به مدابرة شود.

معنی مداجاة

مداجاة. [ م ُ ] (ع اِمص ) مداجات . رجوع به مداجات شود. || (مص ) مدارا کردن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پوشاندن دشمنی را. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). منافقت کردن . (اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: