مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مخرم


معنی مخرم

مخرم .[ م ُ خ َرْ رِ ] (اِخ ) ابن حزن بن زیادبن الحارث بن کعب المذحجی . یکی از شعرای دوران جاهلیت است ، و به نام مادرش «فکهة» شهرت داست . (از اعلام زرکلی ج 8 ص 72).

معنی مخرم- ترجمه مخرم برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مخرم اینجا را کلیک کنید

هم معنی مخرم


ترجمه مخرم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مخرم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مخرم

مخرم . [ م ُ رِ ] (ع ص ) مرگ از بیخ برکننده ٔ مردم . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی مخرنشم

مخرنشم . [ م ُ رَ ش ِ ] (ع ص ) بزرگ منش . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). بزرگ منش و متکبر. (ناظم الاطباء). || گونه گشته ٔ لاغر و ترنجیده که بعض اندامش نزدیک بعضی اندام باشد. (منتهی الارب

معنی مخرمة

مخرمة. [ م َ رَ م َ ] (اِخ ) ابن نوفل بن اهیب بن عبد مناف الزهری القرشی ، مکنی به ابوصفوان یکی از اصحاب پیغمبر و عالم به انساب عرب بود. وی عمری طولانی داشت و در حدود 115 سال زندگی کرد و در زمان عثمان

معنی مخروش

مخروش . [ م َ ] (ع ص ) خراشیده شده ، مشتق از خرش بالفتح که به معنی خراشیدن است و در این لفظ نوعی از قبیل توافق لسانین است در عربی و فارسی . (غیاث ) (آنندراج ). || شتری که بر وی داغ خراش نهاده باشند. (

معنی مخروت

مخروت . [ م َ ] (ع ص ) کفته بینی و کفته لب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

معنی مخرم

مخرم . [ م ُ خ َرْ رِ ] (اِخ ) نام یکی از محله های بغداداست . (از اعلام زرکلی ج 8 ص 72). محله ای است به بغداد مر یزیدبن مخرم را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). محله ای است در بغداد که بین رصافه و نهر معلی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: