مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی محمد


معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْم َ ] (اِخ ) ابن سعود. رجوع به ابن سعود محمد شود.

معنی محمد- ترجمه محمد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد محمد اینجا را کلیک کنید

هم معنی محمد

سوری : 1 گل‌سرخ، گل‌محمدی 2 منسوب به سور 3 بزمی، بزم‌رو، سورچران، مدعو به عروسی 4 اهل سوریه
مذمت : 1 بدگویی، توبیخ، خرده‌گیری، زشت‌یاد، سرزنش، غیبت، نکوهش و محمدت، ستایش 2 بدگفتن، نکوهش کردن، سرزنش کردن و ستایش کردن
مناقب : خصایل، فضایل، محاسن، محامد، محمدت‌ها، منقبت‌ها، نیکی‌ها
براق : 1 اسب‌تیزرو 2 مرکوب‌حضرت محمد (ص) (در شب معراج) مرکب‌حضرت رسول (ص)
محامد : خصایل، محمدت‌ها، صفات نیک، مکارم و ذمائم


ترجمه محمد

یامحمد: Yah Muhammad
یارمحمد: Yarmohammad
یا محمد: oh Mohammad
سید محمد باقر حکیم: Seyed Mohammad Bagher Al Hakim
قاضی محمد ال قصیبی: Ghazi Mohammad El Ghasibi
محمد: Mohammad


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه محمد

سخن امام علی (ع): شما ای مردم! به وسیله‌ی ما دودمان محمد (ص) از تاریكی‌های جهل و فساد رها شده، راه هدایت را در پیش گرفتید و گام بر فراز اعتلا نهادید. شب‌های تیره و تار جاهليّت را به وسیله‌ی تكاپوها و ارشادهای ما پشت سر گذاشتید، تا فروغ بامدادِ اسلام، بر عقول و دل‌های شما درخشیدن گرفت.
سخن امام علی (ع): هیچ چیزی را به خدا شریك قرار ندهید و سنّت محمد (ص) را تباه نسازید. این دو ستونِ محكم دین (توحید و محافظت بر سنت پیامبر) را برپا دارید و این دو چراغ را روشن نگه دارید، تا در نتیجه توبیخ از شما دور باشد.
سخن امام علی (ع): شما ای مردم! به وسیله‌ی ما دودمان محمد (ص) از تاریكی‌های جهل و فساد رها شده، راه هدایت را در پیش گرفتید و گام بر فراز اعتلا نهادید. شب‌های تیره و تار جاهليّت را به وسیله‌ی تكاپوها و ارشادهای ما پشت سر گذاشتید، تا فروغ بامدادِ اسلام، بر عقول و دل‌های شما درخشیدن گرفت.
سخن امام علی (ع): آگاه باشید! مَثَل اهل بیت محمد (ص) مَثَل ستارگان است. هر گاه ستاره‌ای از آنان غروب كند، ستاره‌ای دیگر طلوع نماید.
سخن امام علی (ع): آگاه باشید! مَثَل اهل بیت محمد (ص) مَثَل ستارگان است. هر گاه ستاره‌ای از آنان غروب كند، ستاره‌ای دیگر طلوع نماید.

این حلیمه‏ى سعدى از اومید تو *** آمد اندر ظل شاخ بید تو
که از او فرزند طفلى گم شده ست *** نام آن کودک محمد آمده ست‏
چون محمد گفت این جمله بتان *** سر نگون گشتند و ساجد آن زمان‏
که برو اى پیر این چه جست و جوست *** آن محمد را که عزل ما از اوست‏
ما نگون و سنگسار آییم از او *** ما کساد و بى‏عیار آییم از او
آن خیالاتى که دیدندى ز ما *** وقت فترت گاه گاه اهل هوا
گم شود چون بارگاه او رسید *** آب آمد مر تیمم را درید
دور شو اى پیر فتنه کم فروز *** هین ز رشک احمدى ما را مسوز
دور شو بهر خدا اى پیر تو *** تا نسوزى ز آتش تقدیر تو
این چه دم اژدها افشردن است *** هیچ دانى چه خبر آوردن است‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن زید. از علویان طبرستان (270 تا 287 هَ . ق .). رجوع به داعی ابوعبداﷲ محمدبن زیدبن اسماعیل و مقاتل الطالبیین (چ مصرص 693) و تاریخ عمومی عباس اقبال ص 117 به بعد شود.

معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن سعید بیهقی معروف به محم . از قصبه ٔ سبزوار بود و ابوالقاسم عبدبن احمدبن محمود بلخی کعبی او را در کتاب مفاخر نیشابور یاد کند واو را دیوان شعر است و از اشعار او این ا

معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن سری ... رجوع به ابن سراج ابوبکر محمدبن سری ... و الاعلام زرکلی ج 3 ص 899 و وفیات الاعیان ج 3 صص 339-340 شود.

معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ )ابن سیدمهدی . رجوع به قزوینی محمدبن سیدمهدی شود.

معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن سحنون . رجوع به ابن سحنون ابوعبداﷲ محمد... و اعلام زرکلی ج 3 ص 898 شود.

معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن سماک ... رجوع به ابن سماک ابوالعباس محمد کوفی و وفیات الاعیان ج 4 صص 301-302 شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: