مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی محمد


معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن سماک ... رجوع به ابن سماک ابوالعباس محمد کوفی و وفیات الاعیان ج 4 صص 301-302 شود.

معنی محمد- ترجمه محمد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد محمد اینجا را کلیک کنید

هم معنی محمد

سوری : 1 گل‌سرخ، گل‌محمدی 2 منسوب به سور 3 بزمی، بزم‌رو، سورچران، مدعو به عروسی 4 اهل سوریه
مذمت : 1 بدگویی، توبیخ، خرده‌گیری، زشت‌یاد، سرزنش، غیبت، نکوهش و محمدت، ستایش 2 بدگفتن، نکوهش کردن، سرزنش کردن و ستایش کردن
مناقب : خصایل، فضایل، محاسن، محامد، محمدت‌ها، منقبت‌ها، نیکی‌ها
براق : 1 اسب‌تیزرو 2 مرکوب‌حضرت محمد (ص) (در شب معراج) مرکب‌حضرت رسول (ص)
محامد : خصایل، محمدت‌ها، صفات نیک، مکارم و ذمائم


ترجمه محمد

یامحمد: Yah Muhammad
یارمحمد: Yarmohammad
یا محمد: oh Mohammad
سید محمد باقر حکیم: Seyed Mohammad Bagher Al Hakim
قاضی محمد ال قصیبی: Ghazi Mohammad El Ghasibi
محمد: Mohammad


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه محمد

سخن امام علی (ع): شما ای مردم! به وسیله‌ی ما دودمان محمد (ص) از تاریكی‌های جهل و فساد رها شده، راه هدایت را در پیش گرفتید و گام بر فراز اعتلا نهادید. شب‌های تیره و تار جاهليّت را به وسیله‌ی تكاپوها و ارشادهای ما پشت سر گذاشتید، تا فروغ بامدادِ اسلام، بر عقول و دل‌های شما درخشیدن گرفت.
سخن امام علی (ع): هیچ چیزی را به خدا شریك قرار ندهید و سنّت محمد (ص) را تباه نسازید. این دو ستونِ محكم دین (توحید و محافظت بر سنت پیامبر) را برپا دارید و این دو چراغ را روشن نگه دارید، تا در نتیجه توبیخ از شما دور باشد.
سخن امام علی (ع): شما ای مردم! به وسیله‌ی ما دودمان محمد (ص) از تاریكی‌های جهل و فساد رها شده، راه هدایت را در پیش گرفتید و گام بر فراز اعتلا نهادید. شب‌های تیره و تار جاهليّت را به وسیله‌ی تكاپوها و ارشادهای ما پشت سر گذاشتید، تا فروغ بامدادِ اسلام، بر عقول و دل‌های شما درخشیدن گرفت.
سخن امام علی (ع): آگاه باشید! مَثَل اهل بیت محمد (ص) مَثَل ستارگان است. هر گاه ستاره‌ای از آنان غروب كند، ستاره‌ای دیگر طلوع نماید.
سخن امام علی (ع): آگاه باشید! مَثَل اهل بیت محمد (ص) مَثَل ستارگان است. هر گاه ستاره‌ای از آنان غروب كند، ستاره‌ای دیگر طلوع نماید.

گر چه نشنید آن موکل آن سخن *** رفت در گوشى که آن بد من لدن‏
بوى پیراهان یوسف را ندید *** آن که حافظ بود و یعقوبش کشید
آن شیاطین بر عنان آسمان *** نشنوند آن سر لوح غیب دان‏
آن محمد خفته و تکیه زده *** آمده سِر گِرد او گردان شده‏
او خورد حلوا که روزیش است باز *** آن نه کانگشتان او باشد دراز
نجم ثاقب گشته حارس دیور ان *** که بهل دزدى ز احمد سر ستان‏
اى دو دیده سوى دکان از پگاه *** هین به مسجد رو بجو رزق اله‏
پس رسول آن گفتشان را فهم کرد *** گفت آن خنده نبودم از نبرد
مرده‏اند ایشان و پوسیده‏ى فنا *** مرده کشتن نیست مردى پیش ما
خود کى‏اند ایشان که مه گردد شکاف *** چون که من پا بفشرم اندر مصاف‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن شکربن ابوالفتوح حسن بن جعفر حسنی .رجوع به تاج المعالی و الاعلام زرکلی ج 3 ص 904 شود.

معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ )ابن صالح بن ابراهیم زبیری . رجوع به زبیری ... شود.

معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن سلیمان . رجوع به ابن النقیب شود.

معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ )ابن صالح ابوالسعود سباعی . رجوع به سباعی ... شود.

معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن سنان ... رجوع به تبانی ابوعبداﷲ محمدبن سنان ... شود.

معنی محمد

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن شهریار... رجوع به ابوالفضل محمدبن ... شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: