مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی محسن


معنی محسن

محسن . [ م ُ س ِ ] (اِخ ) حاج میرزا محسن خان بن عبداللطیف طسوجی مترجم متن منثور الف الیلة ولیلة (هزار و یک شب ) از عربی به فارسی است . چون خواهر میرزا محسن خان به حباله ٔ نکاح ظل السلطان پسر بزرگ ناصرالدین شاه درآمد به این مناسبت در دستگاه ظل السلطان وارد خدمت شد و از کسوت روحانیت خارج گردید و در سایه ٔ قرابت با دربار به مقامات مختلف از جمله نایب الایالگی لرستان و بروجرد نائل آمد و به لقب مظفرالملک ملقب گشت . (تاریخ رجال بامداد ج 3 ص 213).

معنی محسن- ترجمه محسن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد محسن اینجا را کلیک کنید

هم معنی محسن

شاهنده: خیر، صالح، محسن و طالح
صالح: امین، اهل، باتقوا، بدیل، پارسا، پرهیزگار، خلف، ذیصلاح، شاهنده، شایسته، لایق، محسن، نیک، نیکوکار و طالح، فاسد
نیکوکار: بخشنده، خیر، درستکار، صالح، کریم، محسن، نکوکردار، نیک‌کنش، نیکوکردار و بدکردار
محسنات : 1 کارهای‌نیک، خوبی‌ها، نیکویی‌ها 2 صفات خوب، خصلت‌های نیک و ذمائم 3 شایستگی‌ها
محسن : صفت شاهنده، صالح، نیکوکار


ترجمه محسن

غلامحسن: Gholam Hasan
محسنات و معایب: virtues and faults
محسنات: merits
محسن: Mohsen


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه محسن


آن که معرض را ز زر قارون کند *** رو بدو آرى به طاعت چون کند
بار دیگر شاعر از سوداى داد *** روى سوى آن شه محسن نهاد
هدیه‏ى شاعر چه باشد شعر نو *** پیش محسن آرد و بنهد گرو
محسنان با صد عطا و جود و بر *** زر نهاده شاعران را منتظر
پیششان شعرى به از صد تنگ شعر *** خاصه شاعر کاو گهر آرد ز قعر
آدمى اول حریص نان بود *** ز انکه قوت و نان ستون جان بود
سوى کسب و سوى غصب و صد حیل *** جان نهاده بر کف از حرص و امل‏
چون به نادر گشت مستغنى ز نان *** عاشق نام است و مدح شاعران‏
تا که اصل و فصل او را بر دهند *** در بیان فضل او منبر نهند
تا که کر و فر و زر بخشى او *** همچو عنبر بو دهد در گفت‏وگو


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی محسن

محسن . [ م ُ س ِ ] (اِخ ) قیصری (متوفی در 755 هَ .ق .) او راست : منظومه ٔ فرائض . (قاموس الاعلام ترکی ).

معنی محسن آباد

محسن آباد. [ م ُ س ِ ] (اِخ ) ایو. دهی است از دهستان یخکش بخش بهشهر شهرستان ساری ، واقع در سی هزارگزی جنوب خاوری بهشهر. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3).

معنی محسن آباد

محسن آباد. [ م ُ س ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زیرکوه بخش قاین شهرستان بیرجند خراسان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی محسن

محسن . [ م ُ س ِ ] (اِخ ) ابن موسی الکاظم (ع ) فرزند امام هفتم شیعیان و او به فراهان مدفون است و به زاهد محسن مشهور می باشد. (از تاریخ گزیده ص 204).

معنی محسن

محسن . [ م ُ ح َس ْ س ِ ] (اِخ ) ابن حسین بن علی کَوجَک العبسی ، مکنی به ابوالقاسم ادیب و فاضل و وراق و شاعر بود و خطش که شبیه به خط طبری است معروف و مشهور می باشد. وی در سال 416هَ . ق . درگذشت . (از

معنی محسن آباد

محسن آباد. [ م ُ س ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور.با 181 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: