مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی محاصة


معنی محاصة

محاصة. [ م ُ حاص ْ ص َ ] (ع مص ) بهره بهره کردن میان خود. (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد محاصة اینجا را کلیک کنید

هم معنی محاصة


ترجمه محاصة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه محاصة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی محاضر

محاضر. [ م َ ض ِ ] (اِخ ) ابن المورع الهمدانی الیامی ، مکنی به ابوالمورع از رجال حدیث و از مردم کوفه است . ابن سعد او را توثیق و تصدیق کرده و نسائی گوید از اعمش احادیث نیکو و مستقیم روایت کرده است و د

معنی محاشنة

محاشنة. [ م ُ ش َ ن َ ] (ع مص ) با هم دشنام دادن . (منتهی الارب ).

معنی محاش

محاش .[ م َ ] (ع اِ) آخریان و کالا و رخت خانه . (منتهی الارب ذیل م ح ش ). اثاث البیت . (آنندراج ) (منتهی الارب ذیل ح و ش ). کالای خانه . (مهذب الاسماء). || گروه مردم آمیخته از هر جنس (یا باین معنی

معنی محاص

محاص . [ م َ ] (ع مص ) حَیص . حَیصَة. حیوص . مَحیص . حیصان . به یک سوی شدن از چیزی (یا درحق دوستان «حاصوا» گویند و در حق دشمنان «انهزموا»). (از منتهی الارب ). بگردیدن . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی محاضر

محاضر. [ م َ ض ِ ] (ع اِ) ج ِ محضر. لغتی است مولد (از المعجم الوسیط). - محاضر شرع ؛ محاکم شرع . رجوع به محضر شود. || ج ِ محضر، به معنی دفترخانه ها. رجوع به دفترخانه شود. || ج ِ محضر، رسیدگان به سوی آ

معنی محاصر

محاصر. [ م َ ص ِ ] (ع اِ) نزدیکتر راه . (ناظم الاطباء)

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<