مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مجهش


معنی مجهش

مجهش . [ م ُ هَِ ] (ع ص ) آماده ٔ گریستن شونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آماده ٔ گریستن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شتاباننده . (آنندراج ). کسی که می شتاباند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). || برجهنده و برخیزنده . || ترسنده و هراسنده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مجهش اینجا را کلیک کنید

هم معنی مجهش


ترجمه مجهش


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مجهش



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مجهر

مجهر. [ م ُ هََ ] (ع ص ) کلام مجهر؛ سخن بلند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). سخن بلند و آشکار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مجهار شود.

معنی مجهدة

مجهدة. [ م َ هََ دَ ] (ع اِ) فصل با مشقت و سختی . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی مجهلة

مجهلة. [ م ِ هََ ل َ ] (ع اِ) رجوع به مِجهَل شود.

معنی مجهولی

مجهولی . [ م َ ] (حامص ) نادانی و جهالت . (ناظم الاطباء). || ناشناختگی و نادانستگی . || گمنامی . و رجوع به مجهول شود.

معنی مجهر

مجهر. [ م ِ هََ ] (ع ص ) رجوع به مِجهار شود.

معنی مجهول

مجهول . [ م َ ] (ع ص ) در لغت هر شی ٔ نامعلومی را گویند. (کشاف اصطلاحات الفنون ). نادانسته . (غیاث ) (آنندراج ). نامعلوم . دانسته ناشده . ناشناس . ناشناخته . (ناظم الاطباء). غیرمعلوم . ناشناخت . آنچه

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: