مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مجهش


معنی مجهش

مجهش . [ م ُ هَِ ] (ع ص ) آماده ٔ گریستن شونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آماده ٔ گریستن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شتاباننده . (آنندراج ). کسی که می شتاباند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). || برجهنده و برخیزنده . || ترسنده و هراسنده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی مجهش- ترجمه مجهش برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مجهش اینجا را کلیک کنید

هم معنی مجهش


ترجمه مجهش


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مجهش



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مجهز

مجهز. [ م ُ ج َهَْ هَِ ] (ع ص ) سازنده ٔ جهاز عروس و مرده و مسافر و غازی و مانند آن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). کسی که تجهیز می کند عروس و مسافر و مرده را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کسی

معنی مجهولی

مجهولی . [ م َ لی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به مجهولیه . (از انساب سمعانی ). و رجوع به مجهولیه شود.

معنی مجهر

مجهر. [ م ِ هََ ] (ع ص ) رجوع به مِجهار شود.

معنی مجهم

مجهم . [ م ُ هَِ ] (ع ص ) آسمان بی ابر. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). || ابر بی باران . (ناظم الاطباء). || کسی که در وسط شب و یا آخرین هنگام از شب درآید. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی مجهورة

مجهورة. [ م َ رَ ] (ع ص ) چاه معمور و پاک کرده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). چاه معمور اعم از آنکه آبش شیرین باشد یا شور. (ازاقرب الموارد). || حروف مجهورة، نوزده حرف است ، مجموع در این ق

معنی مجهولة

مجهولة. [ م َ ل َ ] (ع ص ) مؤنث مجهول . ج ، مجهولات . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به مجهول شود. || ناقة مجهولة؛ ماده شتری که آن را گاهی ندوشیده باشند. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ماده شتر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter