مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مجهز


معنی مجهز

مجهز. [ م ُ هَِ ] (ع ص ) موت مجهز؛ مرگ شتاب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مرگ سریع. (از اقرب الموارد).

معنی مجهز- ترجمه مجهز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مجهز اینجا را کلیک کنید

هم معنی مجهز

آماده: 1 آراسته، بسیجیده، پرداخته، تامین، تهیه، حاضر، روبراه، ساخته، فراهم، مجهز، مرتب، مهیا 2 چالاک، سازمند، مستعد و نامهیا
مدرن : 1 تازه، جدید، نو، نوین، روزآمد و کهن 2 مجهز، پیش‌رفته
سازمند : 1 آماده، آراسته، ساخته، مجهز، مهیا و ناسازمند 2 منظم، مرتب، اسلوب‌مند و نامنظم، مغشوش 3 سازور، سازمان‌یافته 4 درخور، لایق، سزاوار
تجهیز : 1 آراستن، آماده کردن، بسیجیدن، 2 آماده‌سازی، بسیج، تدارک، تهیه‌بینی، مجهزسازی
تجهیز کردن : 1 مجهز ساختن، بسیج کردن 2 آراستن، ساختن 3 آماده کردن، مهیا ساختن 4 بسیج کردن، بسیجیدن


ترجمه مجهز

مجهز بودن: be equipped
مجهز کردن: equip
مجهز: equipped
مجهز به: equipped with
کاملا مجهز: panoply


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مجهز

سخن رالف والدو امرسون: خرد مانند الكتریسیته است. هیچ فردی نیست كه همیشه خردمند باشد، ولی افراد سزاوار خردمندی، اگر در مسیر درست قرار بگیرند، اندك زمانی خردمند می‌شوند؛ مانند شیشه، كه اگر آن را مالش دهی، مدتی كوتاه به نیروی الكتریسیته مجهز می‌شود.
سخن بیل گیتس: پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، كسی به شما رقم بسیار زیادی پرداخت نخواهد كرد. به همین ترتیب، پیش از آن كه بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بكشید.
سخن بیل گیتس: پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، كسی به شما رقم بسیار زیادی پرداخت نخواهد كرد. به همین ترتیب، پیش از آن كه بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بكشید.
سخن هرمان هسه: دانش را می‌توان مبادله كرد، ولی خرد را نه. خرد را می‌توان یافت، با آن زندگی كرد، مجهز به آن شد، به كمك آن به شگفتی‌ها دست یافت؛ ولی هیچ‌كس نمی‌تواند آن را مبادله كند و یاد بدهد.
سخن رالف والدو امرسون: خرد مانند الكتریسیته است. هیچ فردی نیست كه همیشه خردمند باشد، ولی افراد سزاوار خردمندی، اگر در مسیر درست قرار بگیرند، اندك زمانی خردمند می‌شوند؛ مانند شیشه، كه اگر آن را مالش دهی، مدتی كوتاه به نیروی الكتریسیته مجهز می‌شود.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مجهورات

مجهورات . [ م َ ] (ع ص ، اِ) نزد قاریان از جمله حروف تهجی نوزده حرف است سوای ده حروف مهموسه . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به مجهورة و «حرف مجهور» در همین لغت نامه شود.

معنی مجهد

مجهد. [ م ُ هََ ] (ع ص ) مشتاق و خواهان . || آرزو داشته . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی مجهور

مجهور. [ ] (اِخ ) طایفه ای از ایلهای کرد ایران که در حدود 500 خانوار است و در کوههای السه قلاخ اطراف اسدآباد و زهاب سکونت دارند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 61).

معنی مجهولی

مجهولی . [ م َ ] (حامص ) نادانی و جهالت . (ناظم الاطباء). || ناشناختگی و نادانستگی . || گمنامی . و رجوع به مجهول شود.

معنی مجهض

مجهض . [ م ُ هََ ] (ع ص ) بچه ٔ افتاده . (منتهی الارب ). بچه ٔ سقط شده و از شکم افتاده . (ناظم الاطباء).

معنی مجهر

مجهر. [ م ِ هََ ] (ع ص ) رجوع به مِجهار شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter