مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مجهر


معنی مجهر

مجهر. [ م ُ هَِ ] (ع ص ) آشکارکننده ٔ کلام . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). کسی که کلام را آشکارا می گوید. (ناظم الاطباء).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مجهر اینجا را کلیک کنید

هم معنی مجهر


ترجمه مجهر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مجهر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مجه وا

مجه وا. [ م ُج ْ ج َ ] (اِ مرکب ) آشی که با گیاه مجه سازند. (ناظم الاطباء). رجوع به مجه و مچه وا شود.

معنی مجهز

مجهز. [ م ُ هَِ ] (ع ص ) موت مجهز؛ مرگ شتاب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مرگ سریع. (از اقرب الموارد).

معنی مجهب

مجهب .[ م ِ هََ ] (ع ص ) مرد کم حیا. (منتهی الارب ). مرد کم حیا و بی شرم . (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد).

معنی مجهورات

مجهورات . [ م َ ] (ع ص ، اِ) نزد قاریان از جمله حروف تهجی نوزده حرف است سوای ده حروف مهموسه . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به مجهورة و «حرف مجهور» در همین لغت نامه شود.

معنی مجهش

مجهش . [ م ُ هَِ ] (ع ص ) آماده ٔ گریستن شونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آماده ٔ گریستن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شتاباننده . (آنندراج ). کسی که می شتاباند. (ناظم الاطباء) (از منتهی

معنی مجهور

مجهور. [ م َ ] (ع ص ) پاک شده و صاف شده . (ناظم الاطباء). || آشکار. آشکار شده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). پیدا. - حروف مجهور ؛ رجوع به «حرف مجهور» و «مجهورة» شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: