مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مجنی


معنی مجنی

مجنی . [ م ُ ] (ع ص ) میوه ٔ رسیده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || زمینی بسیار گیاه و سماروغ و جز آن . (آنندراج ). زمینی که در آن میوه و نخله و علف و سماروغ بسیار باشد. || درختی که میوه ٔ آن رسیده و برای چیدن آماده شده باشد. || چیننده ٔ میوه . || علف بسیار. (ناظم الاطباء).

معنی مجنی- ترجمه مجنی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مجنی اینجا را کلیک کنید

هم معنی مجنی


ترجمه مجنی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مجنی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مجنونة

مجنونة. [ م َ ن َ ] (ع ص ) مؤنث مجنون . (اقرب الموارد). رجوع به مجنون شود. || نخلة مجنونة؛ خرمابن دراز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درخت خرمای بلند. (از اقرب الموارد).

معنی مجهار

مجهار. [ م ِ ] (ع ص ) کسی که عادت دارد که سخن آشکارا گوید. مِجهَر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سخن و آواز بلند. (از اقرب الموارد).

معنی مجنونی

مجنونی . [ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به مجنون : جهان را عهد مجنونی شد از یاد چو خاقانی درآ، آن تازه گردان . خاقانی (چ سجادی ص 469). و رجوع به مجنون شود.

معنی مجهد

مجهد. [ م ُ هََ ] (ع ص ) مشتاق و خواهان . || آرزو داشته . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی مجهب

مجهب .[ م ِ هََ ] (ع ص ) مرد کم حیا. (منتهی الارب ). مرد کم حیا و بی شرم . (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد).

معنی مجهر

مجهر. [ م ُ هَِ ] (ع ص ) آشکارکننده ٔ کلام . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). کسی که کلام را آشکارا می گوید. (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: