مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مجنقة


معنی مجنقة

مجنقة. [ م َ ن َ ق َ ] (ع مص ) سنگ انداختن به منجنیق . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد): مجنق مجنقة؛ سنگ انداخت از منجنیق . (ناظم الاطباء).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مجنقة اینجا را کلیک کنید

هم معنی مجنقة


ترجمه مجنقة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مجنقة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مجنونیت

مجنونیت . [ م َ نی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) دیوانگی و جن زدگی .(ناظم الاطباء). مجنون بودن . و رجوع به مجنون شود.

معنی مجنوح

مجنوح . [ م َ ] (ع ص ) شتری که جوانح وی از گرانی بار شکسته باشد. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی مجنون

مجنون . [ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان رود حله است که در بخش گناوه ٔ شهرستان بوشهر واقع است و 429 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).

معنی مجنون

مجنون . [ م َ ] (اِخ ) پسر کمال الدین محمود رفیقی از شاعران خوشنویس معاصر سلطان حسین بایقرابود. وی به مجنون چپ نویس شهرت داشت و خطی اختراع کرده و آن را توأمان نام نهاده بود. از قصاید اوست : فیروزه ٔ

معنی مجنون صفت

مجنون صفت . [ م َ ص ِ ف َ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) همچون مجنون . مانند مجنون : مجنون صفت اوفتاد سرمست در سلسله مانده پای تا دست . نظامی . بلبل ز درخت سر کشیده مجنون صفت آه برکشیده . نظامی . و رجوع

معنی مجنولیا

مجنولیا. [ م َ ] (معرب ، اِ) معرب ماگنولیا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماگنولیا شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: