مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مثامنة


معنی مثامنة

مثامنة. [ م َ م ِ ن َ ] (اِخ ) هشت ملوکند از حمیر که خود را از جهت فرق ثمانیة مثامنة گفتند. (منتهی الارب ). نام هشت نفر از پادشاهان حمیر. (ناظم الاطباء). و رجوع به لباب الانساب ج 2 شود.

معنی مثامنة- ترجمه مثامنة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مثامنة اینجا را کلیک کنید

هم معنی مثامنة


ترجمه مثامنة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مثامنة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مثبت

مثبت . [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) کسی که مقرر می کند و بر پا میدارد و ثابت می کند. (ناظم الاطباء). اثبات کننده . ثابت کننده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || آن که از ثقل برخاستن نتواند و پیوسته ملازم فراش با

معنی مثبت

مثبت . [ م ُ ب َ ] (ع ص ) ثابت کرده شده . || نوشته شده . (غیاث ) (آنندراج ). نوشته . ثبت شده : در کتب سیرملوک عجم مثبت است که خویشاوندی از آن بهرام گور بدان زمین آمد که سردار ملک عجم بود. (تاریخ بیهقی

معنی مثانه

مثانه . [ م َ ن َ / ن ِ ] (ع اِ) آبدان و آن جزء از بدن حیوان که در وی کمیز جمعمی گردد. (ناظم الاطباء). کیسه ٔ بول که در شکم می باشد. (غیاث ). آبگاه . کمیزدان . شاش دان . پیشاب دان . بیت البول . (یاد

معنی مثبجة

مثبجة. [ م ُ ث َب ْ ب َ ج َ ] (ع اِ) بوم یا عقاب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از محیطالمحیط). بوم . (از اقرب الموارد).

معنی مثبت

مثبت . [ م ُ ث َب ْ ب ِ ] (ع ص ) ثابت گرداننده و بر جای دارنده . (آنندراج ). ثابت کننده و مقرر کننده . (ناظم الاطباء). || آن که از روی مکتوب می نویسد و آن را نقل می کند. (ناظم الاطباء).

معنی مثبت

مثبت . [ م ُ ث َ ب ب َ ] (ع ص ) برقرار داشته شده . (غیاث ) (آنندراج ). برجای داشته شده و ثابت گردانیده . (ناظم الاطباء). || ثبت شده و نوشته شده . (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: