مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی متنسم


معنی متنسم

متنسم . [ م ُ ت َ ن َس ْ س ِ ] (ع ص ) دم زننده . || دم به خود کشنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آن که دریافت میکند بوی برخاسته شده از خوشبوی . رجوع به تنسم شود. بوی خوش و ملایم . (ناظم الاطباء).

معنی متنسم- ترجمه متنسم برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد متنسم اینجا را کلیک کنید

هم معنی متنسم


ترجمه متنسم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه متنسم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی متنصح

متنصح . [ م ُ ت َ ن َص ْ ص ِ ] (ع ص ) آن که به ناصحان مانند شود. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || کسی که پند و نصیحت میشنود. || دوزنده و در پی کننده . رجوع به تنصح شود. || جامه ٔ در

معنی متنشف

متنشف . [ م ُ ت َ ن َش ْ ش ِ ] (ع ص ) به خود کشنده ، مثل حوض آب را و کاغذ سیاهی را و جامه خوی را. (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به تنشف شود.

معنی متنسر

متنسر. [ م ُ ت َ ن َس ْ س ِ ] (ع ص ) رسن گسسته شونده و گسسته . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || رسن گسسته شده . (ناظم الاطباء). || جامه ٔ پاره پاره فرو ریخته . (ناظم الاطباء) (از منت

معنی متنضح

متنضح . [ م ُ ت َ ن َض ْ ض ِ ] (ع ص )دور گردنده از آلایش و غیره . (آنندراج ). || کسی که خود را بیگناه نگاهدارد و آن که خود را از گناه پاک کند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تنضح شود.

معنی متنصب

متنصب . [ م ُ ت َ ن َص ْ ص ِ ] (ع ص )بر پای خیزنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). افراشته و بر پای خاسته . || غبار بلند برآمده . (ناظم الاطباء). رجوع به تنصب شود.

معنی متنسب

متنسب . [ م ُ ت َ ن َس ْ س ِ ] (ع ص ) دعوی کننده ٔ خویشی و نزدیکی کسی را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ادعا کننده ٔ خویشی و نزدیکی . (ناظم الاطباء). رجوع به تنسب شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: