مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی متنسع


معنی متنسع

متنسع. [ م ُ ت َ ن َس ْ س ِ ] (ع ص ) دندان سست . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی متنسع- ترجمه متنسع برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد متنسع اینجا را کلیک کنید

هم معنی متنسع


ترجمه متنسع


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه متنسع



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی متنزه

متنزه . [ م ُ ت َ ن َزْ زَه ْ ] (ع اِ) جای مطبوع و دلگشا و زیبا. (از فرهنگ جانسون ). جای خوش نما و خوش آیند و دلپذیر و تفرجگاه . (ناظم الاطباء) . نزهت جای . ج ، متنزهات . (مهذب الاسماء).نزهت گاه . (

معنی متنسب

متنسب . [ م ُ ت َ ن َس ْ س ِ ] (ع ص ) دعوی کننده ٔ خویشی و نزدیکی کسی را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ادعا کننده ٔ خویشی و نزدیکی . (ناظم الاطباء). رجوع به تنسب شود.

معنی متنشف

متنشف . [ م ُ ت َ ن َش ْ ش ِ ] (ع ص ) به خود کشنده ، مثل حوض آب را و کاغذ سیاهی را و جامه خوی را. (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به تنشف شود.

معنی متنشغ

متنشغ. [ م ُ ت َ ن َش ْ ش ِ ] (ع ص ) نعره زننده و گریه در سینه گرداننده . (آنندراج )(از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). زاری و ناله کننده از درون دل . (ناظم الاطباء). رجوع به تنشغ شود.

معنی متنصح

متنصح . [ م ُ ت َ ن َص ْ ص ِ ] (ع ص ) آن که به ناصحان مانند شود. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || کسی که پند و نصیحت میشنود. || دوزنده و در پی کننده . رجوع به تنصح شود. || جامه ٔ در

معنی متنشط

متنشط. [ م ُ ت َ ن َش ْش ِ ] (ع ص ) شادمان و به نشاط رونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). شاد و شادمان و خرم . || چست و چالاک . (ناظم الاطباء). رجوع به تنشط شود. || رجل متنشط؛ مردی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: