مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی متشزر


معنی متشزر

متشزر. [ م ُ ت َ ش َزْ زِ ] (ع ص ) خشمناک . (آنندراج ). غضبناک و خشمگین . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تشزر شود.

معنی متشزر- ترجمه متشزر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد متشزر اینجا را کلیک کنید

هم معنی متشزر


ترجمه متشزر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه متشزر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی متشرع

متشرع . [ م ُ ت َ ش َرْ رِ ] (ع ص ) واقف به امور شریعت و متدین و دیندار. (ناظم الاطباء). تابع شرع .

معنی متشزن

متشزن . [ م ُ ت َ ش َزْ زِ ] (ع ص ) آماده ٔ چیزی . (منتهی الارب ). برپا و آماده شونده جهت خصومت . (آنندراج ). مهیا و آماده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بزرگ و درشت . (منتهی الارب ). هنگفت و

معنی متشقق

متشقق . [ م ُ ت َ ش َق ْ ق ِ ] (ع ص ) شکافته شونده و شکافته . (آنندراج ). شکافته شده ٔ به چندین جزء. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). || برق روشن و تابان . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی

معنی متشرف

متشرف . [ م ُ ت َ ش َرْ رِ ] (ع ص ) بزرگ و بزرگ منش . (آنندراج ). تعظیم شده و توقیرشده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || متکبر و مغرور. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). || گشا

معنی متشکل

متشکل . [ م ُ ت َ ش َک ْ ک ِ ] (ع ص ) صورت گیرنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تشکل شود.

معنی متشفع

متشفع. [ م ُ ت َ ش َف ْ ف ِ ] (ع ص ) شفاعت کننده . (آنندراج ). میانجی و شفیع. و وکیل . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تشفع شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: