مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مبلط


معنی مبلط

مبلط. [ م ُ ب َل ْ ل َ ] (ع ص ) خانه ٔ بلاط گسترده . (منتهی الارب ). خانه ٔ سنگفرش گسترده شده . (ناظم الاطباء).

معنی مبلط- ترجمه مبلط برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مبلط اینجا را کلیک کنید

هم معنی مبلط


ترجمه مبلط


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مبلط



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مبلغ

مبلغ. [ م ُ ب َل ْ ل ِ ] (ع ص ) رساننده . (غیاث ). رساننده و کسی که حکم و امر را بدیگران می رساند و ابلاغ می کند. (ناظم الاطباء). رساننده و کسی که پیام یا نامه با درود و جز آن را به دیگری می رساند. (ا

معنی مبلقة

مبلقة.[ م ُ ب َل ْ ل َ ق َ ] (ع ص ) رکیة مبلقة؛ اصلاح شده . (ازتاج العروس ). رکیة مبلقة؛ چاه در زمین نرم که بواسطه ٔ تخته های ساج اصلاح شده باشد. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و

معنی مبلغ

مبلغ. [ م ُ ل َ ] (ع ص ) رسانیده شده . صیغه ٔ اسم مفعول از ابلاغ است و متفرع از ابلاغ که به معنی رسیدن و کامل شدن است . چنانکه گویند این کودک بالغ شده و در فارسی نیز ترجمه ٔ بلوغ که رسیدن است به معنی

معنی مبلع

مبلع. [ م ِ ل َ ] (ع ص ) مرد بسیارخوار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (محیطالمحیط). اکول . (اقرب الموارد). مرد پرخور و بسیارخوار. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). بلع. بلعمه . بولع. اکول . بسیارخوار. پر

معنی مبلع

مبلع. [ م ُ ب َل ْ ل ِ ] (ع ص ) موی که سپید شدن گیرد. (آنندراج ).

معنی مبلق

مبلق . [ م ُ ب َل ْ ل َ ] (ع ص ) مُبَلَّقَة. اصلاح شده . (ناظم الاطباء). نعت مفعولی مذکر از تبلیق . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). با چوب ساج تخته پوش شده . (ازفرهنگ جانسون ). و رجوع به تبلیق و ماده ٔ ب

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter