مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ماهتابناک


معنی ماهتابناک

ماهتابناک . (ص مرکب ) مُقْمِر؛ شب ماهتابناک .

معنی ماهتابناک- ترجمه ماهتابناک برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ماهتابناک اینجا را کلیک کنید

هم معنی ماهتابناک


ترجمه ماهتابناک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ماهتابناک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ماهچه

ماهچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) مصغر ماه یعنی ماه کوچک و خرد. (ناظم الاطباء). || هلال . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : طوطی بچگان را سلب سبز بریدند شلوارک با ماهچه های طبری وار. منوچهری . || سرعلم

معنی ماهرو

ماهرو. (ص مرکب ) ماهروی . آنکه روی وی مانند ماه باشد. (ناظم الاطباء). ماهرخ . ماهروی . زیباروی : چرا باده نیاری ماهرویا که بی می صبر نتوان بر قلق بر. طاهربن فضل چغانی . بتان ماهرو با ساقیان سیمتن خ

معنی ماهد

ماهد. [ هَِ ] (ع ص ) گسترنده . (آنندراج ). گستراننده . (ناظم الاطباء) : والارض فرشناها فنعم الماهدون . (قرآن 48/51).

معنی ماهتابی

ماهتابی . (ص نسبی ، اِ مرکب ) شبی ماهتابی ، لیلة قمراء؛ شبی مهتابی . مهتاب شب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || چیزی که مهتاب بدو رسیده باشد مثل آفتابی . (آنندراج ). || مهتابی . عمارتی بلند مسطح بی سق

معنی ماهانی

ماهانی . (اِخ ) دهی از دهستان عربخانه است که در بخش شوسف شهرستان بیرجند واقع است و 104 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی ماهر گردیدن

ماهر گردیدن . [ هَِ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) ماهر شدن . لَبَق . لَباقَة. (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter