مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ماهبد


معنی ماهبد

ماهبد. [ ب َ / ب ُ ] (اِخ ) ابن بدخشان ، بنقل مجمل التواریخ و القصص نام سلمان فارسی بوده است قبل از قبول اسلام . (مجمل التواریخ و القصص ص 242). و رجوع به متن و حاشیه ص 242 همین مأخذ شود.

معنی ماهبد- ترجمه ماهبد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ماهبد اینجا را کلیک کنید

هم معنی ماهبد


ترجمه ماهبد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ماهبد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ماهانیه

ماهانیه . [ نی ی َ ] (اِخ ) گروهی از مرقونیه اند. در پاره ای از عقاید موافق و در برخی دیگر مخالف آنان هستند، از جمله در نکاح و ذبایح باهم اختلاف دارند. و گمان کنند معدل بین نور و ظلمت مسیح است . و از

معنی ماهتابناک

ماهتابناک . (ص مرکب ) مُقْمِر؛ شب ماهتابناک .

معنی ماهانی

ماهانی . (اِخ ) دهی از دهستان عربخانه است که در بخش شوسف شهرستان بیرجند واقع است و 104 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی ماهانی

ماهانی . (اِخ ) محمدبن عیسی مکنی به ابوعبداﷲ از علمای حساب و مهندسان نامی است که در دارالعلم بغداد می زیسته و در ریاضیات عالی و نجوم براعتی بکمال داشته است . کتاب در عرض کواکب سیاره و کتاب در نسبت و ک

معنی ماهرخ

ماهرخ . [ رُ ] (ص مرکب ) ماه روی . از اسمای محبوب است . (آنندراج ). ماه رخسار. کسی که رخسار وی مانند ماه ، تابان و درخشان باشد. (ناظم الاطباء). ماه چهره . ماه دیدار. ماهرو. زیباروی : چو آن ماهرخ روی

معنی ماهانی

ماهانی . [ ] (ص نسبی ) منسوب است به ماهان که نام اجدادی است . (از انساب سمعانی ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: