مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ماست بندی


معنی ماست بندی

ماست بندی . [ب َ ] (حامص مرکب ) ماست تهیه کردن . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). || شغل و پیشه ٔ تهیه و ساختن ماست . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). عمل و شغل ماست بند. || (اِ مرکب ) دکان یا کارخانه ٔماست بند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مغازه و مؤسسه ٔ ساختن ماست . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ).

معنی ماست بندی- ترجمه ماست بندی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ماست بندی اینجا را کلیک کنید

هم معنی ماست بندی


ترجمه ماست بندی

ماست بندی: making yoghurt
ماست بندی: dairy trade


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ماست بندی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ماستر

ماستر. [ ت َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بالا است که در بخش فرمهین شهرستان اراک واقع است و 1191 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

معنی ماست مالی کردن

ماست مالی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) امری را که ممکن است موجب مرافعه و نزاع شود لاپوشانی کردن و آن را مورد توجیه و تأویل قرار دادن . رفع و رجوع کردن . سروته کاری را به هم آوردن و ظاهر قضایا را به ن

معنی ماستونه

ماستونه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) ماستو. ماستینه . (ناظم الاطباء). رجوع به ماستو و ماستینه شود.

معنی ماست پالود

ماست پالود. (اِ مرکب ) شیراز. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). شیرپالوده . (زمخشری ، یادداشت ایضاً). و رجوع به شیراز شود.

معنی ماست زدن

ماست زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) ماست بستن . شیر را گرم کرده در تغار یا کاسه ریختن و مایه زدن تا ماست شود. اِرابَة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماست بندی شود.

معنی ماستی

ماستی . (ص نسبی ) منسوب به ماست . آلوده به ماست : دست و دهانش ماستی شده است . || حرف برخورنده . متلک . حرف مفت . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). - ماستی به کسی گفتن ؛ متلک گفتن و حرف مفت زدن به کس

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: