مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مارکرمه


معنی مارکرمه

مارکرمه . [ ک ِ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) مرحوم دهخدا این کلمه را معادل «اروه » فرانسوی گرفته و آن خزنده ای است حشره خوار و بی دست و پا و همانند مارمولک ، سریعالحرکت است ، اندامش بمانند کرم و مار می باشد. و رجوع به لاروس شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مارکرمه اینجا را کلیک کنید

هم معنی مارکرمه


ترجمه مارکرمه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مارکرمه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مارگزیدگی

مارگزیدگی . [ گ َ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) حالت و صفت مارگزیده . رجوع به مارگزیده شود.

معنی مارکین

مارکین . (اِخ ) دهی از دهستان رودبار است که در بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقع است و 201 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی مارقشیشا

مارقشیشا. [ ق َ ] (معرب ، اِ) بمعنی مرقشیشا است و آن جوهریست که در دواهای چشم بکار برند و آن اقسام می باشد: ذهبی و فضی و نحاسی و حدیدی و شبهی . بهترین آن ذهبی است . گویند چون آنرا بشکنند درون آن زرا

معنی مارقین

مارقین . [ رِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مارق . || (اِخ ) خوارج بر امیرالمؤمنین علی علیه السلام . مقابل ناکثین و قاسطین . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : دست از حمایت قاسطین و ناکثین ومارقین بدارد. (کتاب النقض ص

معنی مارق

مارق . [ رِ ] (ع ص ) آن تیر که از نشانه بگذرد و بیفتد. (مهذب الاسماء). بیرون گذرنده از نشانه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || مرتد و خارج شده از دین . ج ، مارقون ، مُرّاق . (ناظم الاطباء) (از اقرب ال

معنی مارکسیست

مارکسیست . (فرانسوی ، ص ) پیرو مسلک مارکسیسم . (فرهنگ فارسی معین ). که مسلک اجتماعی و اقتصادی مارکس را پذیرفته و بدان اعتقاد داشته باشد. و رجوع به مارکس و مارکسیسم شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<