مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لیلی


معنی لیلی

لیلی . [ ل َ لا ] (اِخ ) بنت الظرب ، ام دوس . (عقدالفرید ج 2 ص 107).

معنی لیلی- ترجمه لیلی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لیلی اینجا را کلیک کنید

هم معنی لیلی

بیماری : درد، دردمندی، رنجوری، عارضه، علت، علیلی، کسالت، مرض، مریضی، ناخوشی و سلامت، صحت
حبه : 1 دانه، یک‌حب، یک‌دانه 2 اندکی، قلیلی، کمی، یک‌ذره 3 تگرگ 4 واحدوزن، نیم‌تسو، نیم طوج
خیلی : 1 بس، بسی، بسیار، جزیل، زیاد، کثیر، وافر، بی‌نهایت، بغایت، فراوان و اندک 2 شماری، عده‌ای، گروهی و کم، قلیلی
رنجوری: آزردگی، بیماری، عارضه، علیلی، مرض
مقداری : اندکی، قلیلی، کمی


ترجمه لیلی

علیلی: infirmity
سرود تهلیلی: antiphony
جلیلی: Jalili
علیلی: sickliness
لیلی: Leyli


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لیلی

سخن نیچه: قاطعیت قضاوت اخلاقی شما می تواند به طور دقیق، دلیلی بر ضعف شخصیت شما یا فقدان فردیت شما باشد. "نیروی اخلاقی" شما ممكن است ریشه در كله شقی شما یا در ناتوانی شما در تدوین آرمانهایی جدید داشته باشد.
سخن موریس مترلینگ: ما هیچ دلیلی در دست نداریم كه بتوانیم وجود فهم و شعور را در سنگ و درخت و غیره منكر بشویم و در این صورت بعید نیست دنیاهایی وجود داشته باشد كه در آن، سنگ ها و سایر جمادات مثل ما زندگی كنند و بلكه زندگی فكری آنها از ما بالاتر باشد.
سخن رودلف فلش: اندیشه‌ی آفرین