مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لؤاب


معنی لؤاب

لؤاب . [ ل ُ آ ] (ع اِ) پر تیرکه از سوی پشت بود و آن نیکو بود. (مهذب الاسماء).

معنی لؤاب- ترجمه لؤاب برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لؤاب اینجا را کلیک کنید

هم معنی لؤاب


ترجمه لؤاب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لؤاب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لواب

لواب . [ ل َ ] (اِخ ) لباب . رودخانه ای به کوه کیلویه . رجوع به لب آب شود. (فارسنامه ٔ ناصری ).

معنی لواء بستن

لواء بستن . [ ل ِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) لواء ملک بستن ؛ نصب لواء پادشاهی : و لوای ملک رای قنوج به بتخانه ٔ کابل بندند. (از حدود العالم ).

معنی لواث

لواث . [ ل ِ ] (ع اِ) آرد که بر خوان زیر خمیر افشارند. آن آرد که بر نان پراکنند گاه پختن . (مهذب الاسماء).

معنی لوائی

لوائی . [ ل َ ] (اِخ ) از مردم سبزوار. در عهد اکبرشاه به هندوستان رفت و مورد اکرام و احسان او واقع شد. وی در 979 هَ . ق . درگذشت . این بیت او راست : در پیش غیر از آن نکنم گفتگوی تو تا جای در دلش نکند

معنی لواحم

لواحم . [ ل َ ح ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لاحم . (منتهی الارب ).

معنی لواب

لواب . [ ل ُ ] (ع اِ) آب دهان شتر. || آب دهان . || (اِمص ) تشنگی . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: