مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لواذع


معنی لواذع

لواذع . [ ل َ دِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لاذعة. (اقرب الموارد).

معنی لواذع- ترجمه لواذع برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لواذع اینجا را کلیک کنید

هم معنی لواذع


ترجمه لواذع


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لواذع



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لواحق

لواحق . [ ل َ ح ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لاحق . ملحقات . پیوستها به دنبال چیزی . (منتخب اللغات ). || ج ِ لاحقة : و بر آنجمله که در احیای سوابق معدلت امیر عادل ناصرالدین ... سعی نمود تا آن رابه لواحق خویش بی

معنی لواره

لواره . [ رِ ] (اِخ ) نام دپارتمانی متشکل از ارلئانه و گاتینه و قسمت کوچکی از بِرّی به فرانسه . دارای 2 آرندیسمان و 31 کانتون و 349 کمون و 342679 تن سکنه .

معنی لواخ-ة

لواخ-ة. [ ل ِ خ َ ] (ع اِ) مسکه ٔ گداخته با شیر. لیاخة. (از منتهی الارب ).

معنی لواحظ

لواحظ. [ ل َ ح ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لاحظة. دنباله های چشم . (غیاث ).

معنی لوازم

لوازم . [ ل َ زِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لازم . (تاج العروس ). و ج ِ لازمة. بایسته ها. وابسته ها. اسبابها. وسایل : از لوازم صحبت یکی آن است که یا خانه بپردازی یا با خانه خدای درسازی . (گلستان ). اذن در شیی ٔ

معنی لواحة

لواحة. [ ل َوْ وا ح َ ] (ع ص ) سخت رنگ روی گرداننده و سیاه کننده . (منتخب اللغات ) : و ما اءَدراک ما سقر. لاتبقی و لاتذر. لواحة للبشر. (قرآن 27/74-29).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: