مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لواب


معنی لواب

لواب . [ ل َ ] (اِخ ) لباب . رودخانه ای به کوه کیلویه . رجوع به لب آب شود. (فارسنامه ٔ ناصری ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لواب اینجا را کلیک کنید

هم معنی لواب


ترجمه لواب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لواب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لواخ-ة

لواخ-ة. [ ل ِ خ َ ] (ع اِ) مسکه ٔ گداخته با شیر. لیاخة. (از منتهی الارب ).

معنی لوائح

لوائح . [ ل َ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لائحة. صاحب غیاث گوید: به فتح روشنیها جمع لائحة ونام کتاب در تصوف ... و آنچه در ابتدای تاج المدائح طغرا لوائح به معنی جمع لوح مستفاد میشود در هیچ کتاب لغت و صرف به ثب

معنی لواحس

لواحس . [ ل َ ح ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لاحس : به ضیافتخانه ٔ عقارب نواهس و حیات لواحس بشتافت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 456).

معنی لوائی

لوائی . [ ل َ ] (اِخ ) از مردم سبزوار. در عهد اکبرشاه به هندوستان رفت و مورد اکرام و احسان او واقع شد. وی در 979 هَ . ق . درگذشت . این بیت او راست : در پیش غیر از آن نکنم گفتگوی تو تا جای در دلش نکند

معنی لواث

لواث . [ ل ِ ] (ع اِ) آرد که بر خوان زیر خمیر افشارند. آن آرد که بر نان پراکنند گاه پختن . (مهذب الاسماء).

معنی لواحظ

لواحظ. [ ل َ ح ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لاحظة. دنباله های چشم . (غیاث ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: