مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لواب


معنی لواب

لواب . [ ل َ ] (اِخ ) لباب . رودخانه ای به کوه کیلویه . رجوع به لب آب شود. (فارسنامه ٔ ناصری ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لواب اینجا را کلیک کنید

هم معنی لواب


ترجمه لواب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لواب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لواتة

لواتة. [ ل َ ت َ ] (اِخ ) موضعی است به اندلس . (منتهی الارب ). ناحیه ای است از اندلس در فریش . || قبیله ای است در بربر. رجوع به بربر شود.(از معجم البلدان ). و هی القبیلة الثانیة من الطائفة الثانیة من

معنی لواحظ

لواحظ. [ ل َ ح ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لاحظة. دنباله های چشم . (غیاث ).

معنی لوائح

لوائح . [ ل َ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لائحة. صاحب غیاث گوید: به فتح روشنیها جمع لائحة ونام کتاب در تصوف ... و آنچه در ابتدای تاج المدائح طغرا لوائح به معنی جمع لوح مستفاد میشود در هیچ کتاب لغت و صرف به ثب

معنی لوابن

لوابن . [ ل َ ب ِ ] (ع اِ) ج ِ لابنة. (منتهی الارب ).

معنی لواحس

لواحس . [ ل َ ح ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لاحس : به ضیافتخانه ٔ عقارب نواهس و حیات لواحس بشتافت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 456).

معنی لواب

لواب . [ ل َوْ وا ] (ع ص ) تشنه . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: