مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لوابن


معنی لوابن

لوابن . [ ل َ ب ِ ] (ع اِ) ج ِ لابنة. (منتهی الارب ).

معنی لوابن- ترجمه لوابن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لوابن اینجا را کلیک کنید

هم معنی لوابن


ترجمه لوابن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لوابن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لواذع

لواذع . [ ل َ دِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لاذعة. (اقرب الموارد).

معنی لواحة

لواحة. [ ل َوْ وا ح َ ] (ع ص ) سخت رنگ روی گرداننده و سیاه کننده . (منتخب اللغات ) : و ما اءَدراک ما سقر. لاتبقی و لاتذر. لواحة للبشر. (قرآن 27/74-29).

معنی لؤاب

لؤاب . [ ل ُ آ ] (ع مص ) گرد گشتن تشنه حوالی آب بی آنکه برسد آن را. لوب . لؤوب . (منتهی الارب ). || تشنه شدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ).

معنی لوار

لوار. (اِخ ) نام شطی به فرانسه که از قله ٔ ژربیه دوژنک به سِون سرچشمه گیرد و لاپوی ، روئن نِور، کسن وژین ، اُرلئان ، بلوا، آمبوآز، تور، سومور، آنسنی ،نانت ، پمبوف و سن نازر را سیراب کند و پس از پیمو

معنی لواتة

لواتة. [ ل َ ت َ ] (اِخ ) موضعی است به اندلس . (منتهی الارب ). ناحیه ای است از اندلس در فریش . || قبیله ای است در بربر. رجوع به بربر شود.(از معجم البلدان ). و هی القبیلة الثانیة من الطائفة الثانیة من

معنی لوائی

لوائی . [ ل َ ] (اِخ ) از مردم سبزوار. در عهد اکبرشاه به هندوستان رفت و مورد اکرام و احسان او واقع شد. وی در 979 هَ . ق . درگذشت . این بیت او راست : در پیش غیر از آن نکنم گفتگوی تو تا جای در دلش نکند

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: