مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لق و لوق


معنی لق و لوق

لق و لوق . [ ل َق ْ ق ُ ] (ص مرکب ، از اتباع ) لغ و لوغ . لغ و پغ: فقط چند تا دندان لق و لوق برای من مانده است . و رجوع به لق شود.

معنی لق و لوق- ترجمه لق و لوق برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لق و لوق اینجا را کلیک کنید

هم معنی لق و لوق


ترجمه لق و لوق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لق و لوق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لقائی

لقائی . [ ل ِ ] (اِخ ) (مولانا...) از خوارزم است . رجوع به بقائی شود. (مجالس النفائس ص 117 ح ).

معنی لقائی

لقائی . [ ل ِ ] (اِخ ) (ملا...) از محفوظه ٔ سمرقند است . طبع نازک دارد. این مطلع از اوست : رخ نمودی و مرا بی سر و سامان کردی آفرین بادعجب کار نمایان کردی . (مجالس النفائس ص 146).

معنی لقأا

لقأا. [ ل ِ ئُل ْ لاه ] (ع اِ مرکب ) دیدار خداوند. - یوم لقأاﷲ ؛ روز قیامت .

معنی لقاح

لقاح . [ ل ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لقحة. || ج ِ لقوح . (منتهی الارب ).

معنی لق لق

لق لق . [ ل َ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان تبادکان بخش حومه ٔ ارداک شهرستان مشهد، واقع در 21هزارگزی شمال مشهد. جلگه ، معتدل و دارای 293 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات . شغل اهالی زراعت و مالد

معنی لقاة

لقاة. [ ل َ ] (ع مص ) لقاء. دیدار کردن . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: