مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لق لق


معنی لق لق

لق لق . [ ل َ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان تبادکان بخش حومه ٔ ارداک شهرستان مشهد، واقع در 21هزارگزی شمال مشهد. جلگه ، معتدل و دارای 293 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات . شغل اهالی زراعت و مالداری و راه آن اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی لق لق- ترجمه لق لق برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لق لق اینجا را کلیک کنید

هم معنی لق لق


ترجمه لق لق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لق لق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لق کردن

لق کردن . [ ل َ ک َ دَ] (مص مرکب ) جنبان کردن چیزی استوار، چون : میخ و دندان و جز آن در جای خویش . رجوع به لغ و به لق شود.

معنی لقاة

لقاة. [ ل َ ] (ع مص ) لقاء. دیدار کردن . (منتهی الارب ).

معنی لقأا

لقأا. [ ل ِ ئُل ْ لاه ] (ع اِ مرکب ) دیدار خداوند. - یوم لقأاﷲ ؛ روز قیامت .

معنی لقاربیک

لقاربیک . [ ] (اِخ ) محمدبن سلیمان الکاشعزی . صاحب حبیب السیر آرد: در اوایل حال در بلاد ترکستان به امر تجارت اشتغال داشت . در خلال آن احوال نزد یکی از خانان راه یافت و علم وزارت برافراشت و در اندک زما

معنی لقاءة

لقاءة. [ ل ِ ءَ ] (ع مص ) لقاء. دیدار کردن . (منتهی الارب ).

معنی لق لق کردن

لق لق کردن . [ ل َ ل َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) جنبانی چیزی استوار چون میخ و دندان و غیره در جای خود با آواز. || آواز تخم مرغ ضایع و تباه گاه ِ جنبانیدن .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: