مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لقیط


معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) البلوی . صحابی است . (منتهی الارب ). رجوع به لقیطبن عصر... شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لقیط اینجا را کلیک کنید

هم معنی لقیط


ترجمه لقیط

لقیط: foundling


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لقیط



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لقیم

لقیم . [ ل ُ ق َ ] (اِخ ) ابن سرح التنوخی . له اِدراک . ذکره ابن یونس و قال شهد فتح مصر. (الاصابة ج 6 ص 12).

معنی لک

لک . [ ل َ ] (اِ) نامی که در شفارود به کراث دهند. رجوع به کراث شود.

معنی لقیط

لقیط. [ل َ ] (اِخ ) الفزاری . گفته ٔ اوست : «الغزو ادرّ للقاح و احدّ للسلاح ». رجوع به عیون الاخبار ج 1 ص 244 شود.

معنی لقیطة

لقیطة. [ ل َ طَ ] (اِ) چاهی است به اجاء در کنار آن و به بویره معروف است . (از معجم البلدان ).

معنی لقیط

لقیط. [ل َ ] (اِخ ) ابن معبد الایادی . صاحب اغانی وی را لقیطبن معمر ذکر کرده . وی شاعری است جاهلی و به قصیدتی که در آن قوم خود را از غرور ایرانیان بیم داده است شناخته شود. رجوع به البیان و التبیین ج 1

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابومغیره . تابعی است .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: