مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لقیط


معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عدی . صحابی است . (منتهی الارب ). ابن عدی اللخمی جد سویدبن حبان . قال ابن یونس شهد فتح مصر و کان صاحب کمین عمروبن العاص ذکر ذلک سعیدبن عفیر، و ذکران مندة عن ابن یونس انه قال : له ذکر فی الصحابة و لایعرف له مستند و عداده فی اهل مصر. (الاصابة ج 6 ص 9).

معنی لقیط- ترجمه لقیط برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لقیط اینجا را کلیک کنید

هم معنی لقیط


ترجمه لقیط

لقیط: foundling


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لقیط



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عامربن المنتفق . صحابی است . رجوع به عقدالفرید ج 1 صص 278 - 291 شود.

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ](اِخ ) ابن تاشر. له ادراک ذکره ابن یونس و قال قدیم له ذکر فی الاخبار و شهد فتح مصر. (الاصابة ج 6 ص 12).

معنی لقیطی

لقیطی . [ ل ُق ْ ق َ طا ] (ع ص ) جوینده خبر را تا سخن چینی نماید. یقال : انه لُقَّیْطی ̍ خُلَّیْطی ̍؛ ای ملتقط الاخبار لینم بها. (منتهی الارب ).

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عباد. صحابی است . (منتهی الارب ). ابن عباد السامی . قال ابن ماکولا له وفادة. (الاصابة ج 6 ص 9).

معنی لقیم

لقیم . [ ل ُ ق َ ] (اِخ ) ابن سرح التنوخی . له اِدراک . ذکره ابن یونس و قال شهد فتح مصر. (الاصابة ج 6 ص 12).

معنی لقیطة

لقیطة. [ ل َ طَ ] (اِخ ) آبی است غنی را و میان آن و مذعا کمتر از دو روز راه باشد. (از معجم البلدان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: