مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لقیط


معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عدی . صحابی است . (منتهی الارب ). ابن عدی اللخمی جد سویدبن حبان . قال ابن یونس شهد فتح مصر و کان صاحب کمین عمروبن العاص ذکر ذلک سعیدبن عفیر، و ذکران مندة عن ابن یونس انه قال : له ذکر فی الصحابة و لایعرف له مستند و عداده فی اهل مصر. (الاصابة ج 6 ص 9).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لقیط اینجا را کلیک کنید

هم معنی لقیط


ترجمه لقیط

لقیط: foundling


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لقیط



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن بکیر المحاربی کوفی ، مکنی به ابوهلال . از روات علم و مصنفین کتب و از شعراست و تا سال 190 هَ . ق . میزیسته واز کتب او کتاب السمر، کتاب الحراب و اللصوص و کتاب اخبارالجن است .

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عباد. صحابی است . (منتهی الارب ). ابن عباد السامی . قال ابن ماکولا له وفادة. (الاصابة ج 6 ص 9).

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عامر. ابورزین العقیلی . صحابی است . رجوع به ابی رزین و الاصابة ج 6 ص 8 شود.

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن ربیع. صحابی است . (منتهی الارب ). لقیطبن الربیع العبشمی . یقال : هو اسم ابی العاص صهر النبی (ص ) علی زینب مشهور بکنیة و سیأتی فی الکنی . (الاصابة ج 6 ص 7). رجوع به ابوالعاص ل

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن زرارةبن عدس الدارمی تمیمی ، مکنی به ابونهشل . فارس و شاعر جاهلی . از اشراف قوم خود بوده است . اخبار بسیار دارد. و در جنگ «شعب جبله » نه سال پیش از تولد نبی اکرم کشته شده است .

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) الدوسی والدایاد. ذکره بعضهم و هو وهم . قال اسلم فی تاریخ واسطحدثنا جابربن الکردی و احمدبن سهل بن علی قالا حدثنا ابوسفیان الحمیری عن الضحاک بن حمیدة عن غیلان بن جامع عن ایادبن لقیط

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: