مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لقیط


معنی لقیط

لقیط. [ل َ ] (اِخ ) الفزاری . گفته ٔ اوست : «الغزو ادرّ للقاح و احدّ للسلاح ». رجوع به عیون الاخبار ج 1 ص 244 شود.

معنی لقیط- ترجمه لقیط برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لقیط اینجا را کلیک کنید

هم معنی لقیط


ترجمه لقیط

لقیط: foundling


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لقیط



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عدی . صحابی است . (منتهی الارب ). ابن عدی اللخمی جد سویدبن حبان . قال ابن یونس شهد فتح مصر و کان صاحب کمین عمروبن العاص ذکر ذلک سعیدبن عفیر، و ذکران مندة عن ابن یونس انه قال :

معنی لقیطة

لقیطة. [ ل َ طَ ] (ع ص ) خوار. (منتهی الارب ). مرد خوار. (مهذب الاسماء). || ناکس و فرومایه خواه زن و خواه مرد. || بئر لقیطة؛ چاه کهنه ٔ عادی که ناگاه برافتد. لقیط. || بنواللقیطة؛ گروهی است از عرب .

معنی لک

لک . [ ل ُ / ل َ / ل َک ک ] (اِ) صمغ حشیشة یلزق به السکین ، حارّ یابس فی الاولی . (بحر الجواهر). صمغ گیاهی است که به مرو شباهتی دارد و سرخ میباشد. (برهان ). آن دارو باشد که کارد بدان در دسته استوار

معنی لقیم

لقیم . [ ل َ ] (ع ص ) نواله ٔ فروخورده . (منتهی الارب ).

معنی لقیطة

لقیطة. [ ل َ طَ ] (اِ) چاهی است به اجاء در کنار آن و به بویره معروف است . (از معجم البلدان ).

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) البلوی . صحابی است . (منتهی الارب ). رجوع به لقیطبن عصر... شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter