مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لقیط


معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عامربن المنتفق . صحابی است . رجوع به عقدالفرید ج 1 صص 278 - 291 شود.

معنی لقیط- ترجمه لقیط برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لقیط اینجا را کلیک کنید

هم معنی لقیط


ترجمه لقیط

لقیط: foundling


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لقیط



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن زرارةبن عدس الدارمی تمیمی ، مکنی به ابونهشل . فارس و شاعر جاهلی . از اشراف قوم خود بوده است . اخبار بسیار دارد. و در جنگ «شعب جبله » نه سال پیش از تولد نبی اکرم کشته شده است .

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن بکیر المحاربی کوفی ، مکنی به ابوهلال . از روات علم و مصنفین کتب و از شعراست و تا سال 190 هَ . ق . میزیسته واز کتب او کتاب السمر، کتاب الحراب و اللصوص و کتاب اخبارالجن است .

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) البلوی . صحابی است . (منتهی الارب ). رجوع به لقیطبن عصر... شود.

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عصر البلوی هو النعمان بن عصر. رجوع به نعمان ... شود. (الاصابة ج 6 ص 9).

معنی لقیط

لقیط. [ل َ ] (اِخ ) الفزاری . گفته ٔ اوست : «الغزو ادرّ للقاح و احدّ للسلاح ». رجوع به عیون الاخبار ج 1 ص 244 شود.

معنی لقیطی

لقیطی . [ ل َ ] (ص نسبی ) منسوب به لقیط، که نام جدی است . (سمعانی ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter