مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لقیط


معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عبدالقیس الفزاری حلیف بنی ظفر من الانصار. ذکره سیف بن عمر فی الفتوح ، و قال انه کان امیراً علی بعض الکرادیس یوم السیرموک . (الاصابة ج 6 ص 9).

معنی لقیط- ترجمه لقیط برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لقیط اینجا را کلیک کنید

هم معنی لقیط


ترجمه لقیط

لقیط: foundling


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لقیط



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) مکنی به ابوالمشا. تابعی و محدث است .

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن صبرة. صحابی است . (منتهی الارب ). صاحب الاصابة آرد: لقیطبن صبرةبن عبداﷲبن المنتفق بن عامربن عقیل بن کعب بن ربیعةبن عامربن صعصعة العامری . روی عن النبی (ص ) روی عنه ابنه عاصم ق

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عامر. ابورزین العقیلی . صحابی است . رجوع به ابی رزین و الاصابة ج 6 ص 8 شود.

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن ارطاة السکوانی . قال ابن مندة عداده فی اهل الشام و قال ابن ابی حاتم روی حدیثه مسلمةبن علی عن نصربن علقمة عن اخیه محفوظ عن ابن عائد عن لقیطبن ارطاة قال : قتلت تسعة و تسعین من ا

معنی لقیطة

لقیطة. [ ل َ طَ ] (ع ص ) خوار. (منتهی الارب ). مرد خوار. (مهذب الاسماء). || ناکس و فرومایه خواه زن و خواه مرد. || بئر لقیطة؛ چاه کهنه ٔ عادی که ناگاه برافتد. لقیط. || بنواللقیطة؛ گروهی است از عرب .

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عامربن المنتفق . صحابی است . رجوع به عقدالفرید ج 1 صص 278 - 291 شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter