مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لقیط


معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن مالک ، ملقب به ذوالتاج . رجوع به تاریخ اسلام تألیف فیاض ص 121 و ذوالتاج شود.

معنی لقیط- ترجمه لقیط برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لقیط اینجا را کلیک کنید

هم معنی لقیط


ترجمه لقیط

لقیط: foundling


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لقیط



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لقیطة

لقیطة. [ ل َ طَ ] (اِ) چاهی است به اجاء در کنار آن و به بویره معروف است . (از معجم البلدان ).

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابوالعاص . لقیطبن الربیعبن عبدالعزی بن عبدشمس بن عبدمناف القرشی العبشمی . صحابی است . رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن ربیع. صحابی است . (منتهی الارب ). لقیطبن الربیع العبشمی . یقال : هو اسم ابی العاص صهر النبی (ص ) علی زینب مشهور بکنیة و سیأتی فی الکنی . (الاصابة ج 6 ص 7). رجوع به ابوالعاص ل

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن صبرة. صحابی است . (منتهی الارب ). صاحب الاصابة آرد: لقیطبن صبرةبن عبداﷲبن المنتفق بن عامربن عقیل بن کعب بن ربیعةبن عامربن صعصعة العامری . روی عن النبی (ص ) روی عنه ابنه عاصم ق

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عباد. صحابی است . (منتهی الارب ). ابن عباد السامی . قال ابن ماکولا له وفادة. (الاصابة ج 6 ص 9).

معنی لقیط

لقیط. [ ل َ ] (اِخ ) ابن عصر البلوی هو النعمان بن عصر. رجوع به نعمان ... شود. (الاصابة ج 6 ص 9).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: